|
در دنيای امروز دو نظريه وجود دارد که با هم در حال رقابت هستند: يکی میخواهد بتواند آنچه را که مايل است با قيمت مناسب خريداری کند، نظر ديگر برعکس میخواهد در مقابل کالايی که به دست میآورد، هر چه خود مايل است، بپردازد و رضايت طرف مقابل را در نظر نمیگيرد. اگر در شرايط فعلی جنگ سومی آغاز شود کاملاً با جنگهای قبلی که ميان استعمارگران به پا میشد، فرق خواهد داشت. زيرا در آن دوره هر طرف میکوشيد بر ديگری تسلط پيدا کند. اما اين بار پيروزمندان جنگهای گذشته خشمگين اند. زيرا تبليغات آنها و سياستهای غارتگرانه و زيادهخواهانۀ آنان در ميدان سياست رسوا شده است و مخالفين آنها استعمارگر نيز نيستند.
تارنگاشت عدالت مطلب دريافتی منبع: www.informationclearinghouse.info نويسنده: ساندها جاين برگردان: احمد مزارعی ۲۸ ژانويه ۲۰۱۲ دولت هند به شيوه قابل تقديری اعلام کرد که به خريد نفت از ايران ادامه خواهد داد. با اين حساب ايران دومين تأمين کننده نفت خام هندوستان باقی خواهد ماند، و اين علیرغم اين است که هندوستان دو بار در فوريه ۲۰۰۶ و نوامبر ۲۰۰۹ به انتقال پرونده اتمی ايران به شورای امنيت رأی مثبت داد. هند میتوانست مخالفت کند، اما به واسطه شرکت با آمريکا که حقيقتاً به زيان منافع ملی ما عمل میکند، به آن عمل مبادرت ورزيد.
ضرورت محتاط بودن در امور بيشتر شده است. در حالی که دولت آمريکا هر روز فشارهای خود را بر ايران بيشتر میکند، «لئون پانيتا» [وزير دفاع آمريکا] در تاريخ هشتم ژانويه ۲۰۱۲، طی مصاحبهای با برنامه خبر شکبه تلويزيونی سی. بی. اس. اظهار داشت که ما میدانيم ايران به دنبال ساختن بمب اتمی نيست، اما میکوشد توانايیهای علمی خود را در اين زمينه تقويت کند. با اين وجود، اوباما در ماه دسامبر قانونی را به تصويب رساند که هر شرکتی در جهان را که با بانک مرکزی ايران معامله کند، مورد تعقيب آمريکا قرار خواهد داد و بدين شکل مانعی بزرگ در راه مبادلات نفتی ايران با جهانيان ايجاد کرد. اين امر باعث شد تا دولت هند نمايندهای را به ايران بفرستد تا راههای عملی برای مبادله با ايران را از طريق بانکهای ترکيه تنظيم کند. درگيری ميان ايران و آمريکا اين نگرانی را در ميان دولتهای ديگر به وجود میآورد که مقاومت ايران در برابر آمريکا بيشتر از آنچه خواهد بود که در عراق، افغانستان و ليبی پيش آمد و اين در حالی بود که آمريکا استراتژی روشن برای آينده داشت. هماکنون آمريکا مجبور شده است خاک عراق را ترک گويد، از افغانستان نيز خارج خواهد شد، در مورد ليبی هم اوضاع نامعلوم است. از سوی ديگر جنگ آمريکا با ايران يکطرفه نخواهد بود. روسيه، رابطه تنگاتنگ چين و ايران، سکوت برزيل و موقعيت آلمان که به دنبال راه مسالمتآميزی هستند که بتوانند انرژی مورد نياز خود را تأمين کنند، همه اينها در برابر سلطهجويی آمريکا مقاومت خواهد کرد. هماکنون مسکو و پکن از اينکه در مسأله ليبی آنگونه سکوت کردند، پشيمان هستند. آنان به سادگی در سازمان ملل ليبی را به ناتو که تشنه نفت است، تحويل دادند. در ميان شک و ترديدهای گوناگون، روسيه، چين، هندوستان، برزيل و ونزوئلا برای تسهيل تجارت مابين خود دست به تحرک تازهای زده و مبادلات خود را با ارزهای ملی خود انجام میدهند و نيازی به استفاده از ذخيره دلاری ندارند. صدام حسين مطرح کرد که فروش نفت نه با دلار، بلکه با ارز ديگری انجام شود و معمر قذافی نيز برای مبارزه با تسلط دلار، سکه دينار طلای عربی را پيشنهاد نمود. با اين وجود آمريکا نيز بايد بداند که دلار در زمان فعلی جذابيت سابق را در تجارت جهانی ندارد و چين و ژاپن نيز در تجارت فیمابين خود نه از دلار، بلکه از ارزهای کشورهای خود استفاده میکنند. حتا روسيه نيز در بيشتر مبادلات خود با ديگران از دلار استفاده نمیکند. اينکه در سال ۲۰۰۹، آمريکا تهاجمی را عليه گسترش «يورو» سازمان داد، به همين دليل بود که نمیخواست «يورو» به بديلی برای دلار تبديل شود، که تهاجم فوق با شکست روبهرو شد و دلار نتوانست تسلط جهانی خود را حفظ کند. هماکنون قرار است پوتين رييسجمهور روسيه شود. مسلماً وی مخالف شديد حمله به ايران از طرف آمريکا خواهد بود. پوتين همچنين در برابر پايگاههای موشکی ناتو نيز، پايگاههای موشکی باليستيکی روسيه را به وجود خودهد آورد. پوتين بدون شک در مورد فروش نفت و گاز روسيه به اروپا نيز کوشش خواهد کرد و با بعضی از همپيمانان ناتو همچون آلمان، ايتاليا و فرانسه و در ورای امريکا رابطه دوستانه برقرار کند. اين سياست موجب خواهد شد تا آمريکا با قدرت عظيم نظامی خود که مخارج بسيار زيادی را میطلبد، از نظر اقتصادی ضعيف بماند و تعادل خود را در اين زمينه از دست بدهد. مسأله اصلی اين است که نيازمندی به انرژی چنين میطلبد که کشورها برای مبادله انرژی به يکديگر اعتماد داشته باشند تا خللی در اين زمينه پيش نيايد. اما آمريکا میکوشد تا با احتکار انرژی و مواد خام، آنها را در اختيار خود به تنهايی نگه دارد. اين عملکرد آمريکا به شيوه دولتهای قرن نوزدهم است که عملی بود سلطهطلبانه و زورگويانه؛ در نتيجه اين سياست است که ميان ايران و آمريکا سايه جنگ مشاهده میشود. در دنيای امروز دو نظريه وجود دارد که با هم در حال رقابت هستند: يکی میخواهد بتواند آنچه را که مايل است با قيمت مناسب خريداری کند، نظر ديگر برعکس میخواهد در مقابل کالايی که به دست میآورد، هر چه خود مايل است، بپردازد و رضايت طرف مقابل را در نظر نمیگيرد. اگر در شرايط فعلی جنگ سومی آغاز شود کاملاً با جنگهای قبلی که ميان استعمارگران به پا میشد، فرق خواهد داشت. زيرا در آن دوره هر طرف میکوشيد بر ديگری تسلط پيدا کند. اما اين بار پيروزمندان جنگهای گذشته خشمگين اند. زيرا تبليغات آنها و سياستهای غارتگرانه و زيادهخواهانۀ آنان در ميدان سياست رسوا شده است و مخالفين آنها استعمارگر نيز نيستند. به نظر میرسد تنگه هرمز که خليج فارس را به اقيانوس هند وصل میکند، محور اصلی سياست بينالمللی است. زيرا ۲۰ درصد انرژی مورد مصرف جهان که به ۱۷ ميليون بشکه نفت در روز میرسد، از اين معبر خارج میشود و اين معبر تنها راه خروج نفت کشورهای ايران، عراق، امارات متحده عربی، قطر و عربستان است. ماه گذشته ايران تهديد نمود که تنگه هرمز را خواهد بست و اين خشم و تهديد ايران را بايد در اثر تحريمهايی ديد که اروپا و آمريکا بر ضد اين کشور اعلام نمودند. بسته شدن تنگه هرمز موجب خواهد شد که قيمت نفت ۳۰ درصد افزايش يافته و اقتصاد جهانی را در هم شکند. با کشته شدن دانشمندان ايرانی به شکل ظالمانه، اوضاع منطقه بحرانیتر شده است: در دو سال گذشته به ترتيب در ژانويه ۲۰۱۰ مسعود علیمحمدی، نوامبر ۲۰۱۰ مجيد شهياری، ژوئيه ۲۰۱۱ داريوش رضايی و در تاريخ ۱۱ دسامبر ۲۰۱۱ مصطفی احمدیروشن به قتل رسيدند و اين باعث شده تا اوضاع پيچيدهتر گردد. |