|
تاکتيک اصلی که امروزه از طرف رهبری حزب تبليغ میشود «شکست دادن راست افراطی» است. رهبری معتقد است که تنها راه انجام اين، کار کردن با سياستمداران منتخب حزب دموکرات است. رهبری از ارزيابی اين سياستمداران بر اساس سابقه آراء و پلاتفرم آنها حمايت نمیکند، بلکه بطور ساده بدنبال اين است که دموکراتها انتخاب شوند. رهبری درک نمیکند که دموکراتها از جنگهای امپرياليستی بیشماری حمايت نموده اند و فعالانه با منافع طبقه کارگر مخالفت کرده اند. نقش مثبت دموکراتهای مترقی نيز نبايد فراموش شود و از اين افراد بايد حمايت کرد. بعبارت ديگر، دموکراتها بايد بطور نقادانه ارزيابی شده و در مواقعی که کار آنها به زيان طبقه کارگر است، افشاء شوند. همينطور، به جمهوریخواهان نيز بايد نقادانه نگاه شود، و در مواقعی که جمهوریخواهان در مواضع خود نسبت به طبقه کارگر از رقبای دموکرات خود مترقیتر هستند، بايد از آنها حمايت شود.
تارنگاشت عدالت منبع: http://houstoncommunistparty.com/ نويسنده: جيمز تامپسون ۱۱ ژانويه ۲۰۱۲
توضيح: مقاله زير برخی دلائل نظری و ايدئولوژيک برای اظهارات و مواضع اعلام شده در بيانيه حزب کمونيست ايالات متحده درباره تهديدات و تحريمهای امپرياليسم عليه ايران تحت عنوان « اوضاع ايران: حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا خواهان متوقف کردن تحريکات است» را نشان میدهد: http://www.edalat.org/sys/content/view/6798/
علاقه به کمونيسم موج میزند: حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا کجاست؟
يک نظرسنجی اخير «راسموسن» که در ۱۵ مارس ۲۰۱۱ منتشر شد نشان میدهد که ۱۱ درصد آمريکايیها کمونيسم را بر کاپيتاليسم ترجيح میدهند. بعبارت ديگر، اين ممکن است زياد به نظر نرسد، اما اگر به تعداد نگاه کنيد در کشوری که کاملاً از طرف رسانههای تحت کنترل سرمايهداری شستوشوی مغزی شده، چشمگير است.
طبق تخمينی که جمعيت ايالات متحده را ۳۱۲٫۰۰۰٫۰۰۰ قرار میدهد اين بدان معنی است که حدود ۳۴٫۳۲۰٫۰۰۰ نفر در ايالات متحده فکر میکنند که کمونيسم بر کاپيتاليسم برتر خواهد بود. نظرسنجی ديگری که از طرف «مرکز پژوهشی پیيو» (نگاه کنيد به مقاله منتشر شده در همين وبلاگ) انجام شد نشان میدهد که ۳۱ درصد مردم در ايالات متحده نظر مثبت راجع به سوسياليسم دارند. اين يعنی ۹۶٫۷۲۰٫۰۰۰ نفر دارای نظر مثبت راجع به سوسياليسم هستند. در بخشهای مشخصی از جمعيت، اين درصد بسيار بالاتر است. در ميان گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال، ۴۹ درصد دارای نظر مثبت راجع به سوسياليسم هستند. در ميان سياه پوستان، ۵۵ درصد و در ميان ليبرال دموکراتها، ۵۹ درصد دارای نظر مثبت راجع به سوسياليسم هستند. تمام اين ارقام اين واقعيت را میسازند که تعداد زيادی از مردم در ايالات متحده آمريکا وجود دارند که کمونيسم و سوسياليسم را پذيرا هستند. با توجه به افتراها و دروغهايی که از روزهای دهشتناک مککارتيسم در دهه ۱۹۵۰ بر سوسياليستها و کمونيستها نسبت داده اند، اين حقيقتاً شگفت انگيز است. چون سيل بلاانقطاع هتاکی از طرف جناح راست چنان گسترده از طرف رسانه های همگانی اشاعه يافته، اکثر مردم اين کشور راجع به اينکه اهداف کمونيستها و سوسياليستها چيست کمترين آگاهی ندارد. مردم بسياری شوکه خواهند شد اگر مطلع شوند که هدف اصلی کمونيستها حمايت از زحمتکشان در مبارزه آنها برای رسيدن به يک زندگی بهتر است. کمونيستها میدانند که برای تحقق اين، طبقه کارگر بايد طبقه حاکم شود. مادام که اولترا-ثروتمندان طبقه حاکم هستند، طبقه کارگر مجبور خواهد بود برای هر لقمه نانی که بدست میآورد مبارزه کند. کمونيستها همچنين میدانند که تنها يک طبقه کارگر متحد میتواند به هدف طبقه حاکم شدن طبقه کارگر دست يابد. مادامکه سرمايهداران بتوانند طبقه کارگر را براساس نژاد، جنسيت، فرهنگ، مذهب و ديگر تفاوتهای بيشماری که بطور موثر بکار میگيرند دچار نفاق کنند، دموکراسی واقعی مردم نمیتواند تحقق يابد و طبقه کارگر طبقه تحت ستم باقی خواهد ماند. با توجه به اين، رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا چگونه به اين موج فزاينده علاقه به کمونيسم و سوسياليسم پاسخ داده است؟ گرچه برنامه حزب- «راه بهسمت سوسياليسم»- و اساسنامه حزب به اهميت نبرد حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا برای سوسياليسم اشاره میکنند، رهبری از راههای گوناگون علناً اعلام کرده است که «سوسياليسم روی ميز نيست.» اين راهها شامل شرکت در برنامه تلويزيونی «گلن بک» و انواع مقالاتی است که آشکارا در مطبوعات حزبی منتشر شده اند. همچنين مقالاتی وجود دارد که اعلام میکنند واژه «کمونيسم» ديگر قابل قبول نيست و بايد تغيير کند. گرچه تناقضات حادی بين برنامه و اساسنامه حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا و آنچه رهبران آن تبليغ میکنند وجود دارد، اما شکاف بين رهبری، اعضاء و فعاليتهای عمومی حتا عميقتر است. بعضیها در رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا مطرح کرده اند که «لنينيسم» يک مفهوم «خارجی» است و بايد کنار گذاشته شود. بسياری از ديگر ابزار ايدئولوژيک مارکسيستی-لنينيستی از طرف رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا کنار گذاشته شده اند. اينها ابزاری هستند که در سراسر تاريخ جنبش کمونيستی به طبقه کارگر خدمت کرده اند. استراتژیها و تاکتيکهای کمونيستی با چه چيزهايی جايگزين شده اند؟ تاکتيک اصلی که امروزه از طرف رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا تبليغ میشود «شکست دادن راست افراطی» است. رهبری معتقد است که تنها راه انجام اين، کار کردن با سياستمداران منتخب حزب دموکرات است. رهبری از ارزيابی اين سياستمداران بر اساس سابقه آراء و پلاتفرم آنها حمايت نمیکند، بلکه بطور ساده بدنبال اين است که دموکراتها انتخاب شوند. رهبری درک نمیکند که دموکراتها از جنگهای امپرياليستی بیشماری حمايت نموده اند و فعالانه با منافع طبقه کارگر مخالفت کرده اند. اعضای دولت اوباما بخاطر جلب رضايت دشمنان طبقه کارگر به طبقه کارگر بیاحترامی کرده اند. اين نبايد فراموش شود. نقش مثبت دموکراتهای مترقی نيز نبايد فراموش شود و از اين افراد بايد حمايت کرد. بعبارت ديگر، دموکراتها بايد بطور نقادانه ارزيابی شده و در مواقعی که کار آنها به زيان طبقه کارگر است، افشاء شوند. همينطور، به جمهوریخواهان نيز بايد نقادانه نگاه شود، و در مواقعی که جمهوریخواهان در مواضع خود نسبت به طبقه کارگر از رقبای دموکرات خود مترقیتر هستند، بايد از آنها حمايت شود. حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا بايد يک حزب جانبدار طبقه کارگر، نه يک حزب جانبدار حزب سياسی بورژوازی- حزب سياسی بدست ثروتمند و برای ثروتمند- باشد. حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا بايد حزب طبقه کارگر و برای طبقه کارگر باشد. ساده انگاری مبارزه سياسی از طرف رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا برای حزب مخرب بوده است و عضويت سريعاً و بطور دراماتيک بهتقريباً هيچ کاهش يافته است. کادرهای حقوقبگير حزب برکنار شده اند و اعضايی که با رويکرد رهبری مخالفند منزوی، ناديده و رانده شده اند. بسياری از اعضاء، خيلی شبيه اعضای کليسا در قرون وسطا که از تکفير شدن میترسيدند، ترس اخراج شدن از حزب را ابزار میکنند. اگر حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا فقط در اسم يک حزب کمونيست است، چرا مردم بايد ترس اخراج شدن از آن را داشته باشند؟ شماری از احزاب کمونيست از سراسر جهان مواضع ايدئولوژيک رهبری حزب کمونيست ايالات متحده را محکوم کرده اند. يک بيانيه از آلمان بسادگی میگويد «ما برای اين وقت نداريم.» حق با آنهاست. آنها مسؤليت بازسازی حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا را ندارند. اين به عهده مردمی که در اين کشور خود را بخشی از جنبش کمونيستی میدانند است که برای ساختمان يک حزب کمونيست جديد در اين کشور- در درون ساختار حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا يا بيرون از آن- مشترکاً کار کنند. ما به يک کنگره حزبی فوقالعاده حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا نياز داريم تا به خطاهای فاحشی که رهبری کنونی حزب مرتکب شده است رسيدگی کند. رهبری بايد فرصت داشته باشد به پرسشهای داغ اعضاء پاسخ دهد. بسياری از اعضای حزب میپرسند چرا مواضع رهبری اينچنين با برنامه و اساسنامه حزب اختلاف دارد؟ اعضاء میدانند که گنجينه عظيم اقلام تاريخی حزب، اقلامی که بايد در خانه حزب باشند و بشکل يک موزه نگهداری شوند، به يک دانشگاه خصوصی- دانشگاه نيويورک- داده شدند. اعضاء میپرسند چرا از طريق يک کنگره فوقالعاده راجع به اين با آنها مشورت نشد. اعضاء همچنين می پرسند آيا دانشگاه به حفاظت و صيانت از اين گنجينه تاريخی متعهد است يا اينکه برخی مديران دانشگاه که تبر ايدئولوژيک در دست دارند در آينده اين اقلام را نابود خواهند کرد. اعضاء میپرسند چرا مطبوعاتی حزبی بدون مشورت با اعضاء تعطيل شدند. اعضاء میپرسند بر سر کتابها و جزوات منتشر شده از طرف انتشارات حزب چه آمده است. آيا کتابهای گاس هال و ديگر چهره های درخشان حزب در جايی انبار شده اند؟ اعضاء میپرسند چه بر سر اقلام حزبی مانند مدالها، کارتها، پوسترها و علامتها آمده است؟ اعضاء میپرسند چه بر سر دفتر تشکيلاتی حزب آمده است. اعضاء میپرسند چرا اکثر انتشارات حزب صرفاً کاغذهايی در توجيه دولت اوباما هستند. اعضاء میپرسند حزب چه موقع آماده خواهد بود نقش تاريخی خود، بعنوان حزب پيشاهنگ طبفه کارگر را دوباره عهدهدار شود و بجای تفسير بعد از وقوع مبارزه طبقه کارگر، بطور واقعی در آن درگير شود. اعضاء میپرسند حزب چه موقع چيزی را رهبری خواهد کرد. اعضاء میپرسند حزب چه موقع نوعی استقلال را نشان خواهد داد و جانبدار طبقه کارگر خواهد بود. اعضاء میپرسند حزب چه موقع بهجای بدنام کردن تاريخ حزب، آن را پذيرا خواهد شد. اعضاء میپرسند چه موقع يک برنامه آموزشی واقعی برای آموزش تئوری مارکسيستی- لنينيستی به مردم وجود خواهد داشت. در واقع، اعضاء میپرسند چه موقع ما خواهيم توانست خود را مارکسيست- لنينيست بناميم و شوخی هم نکنيم. رهبری استحقاق فرصت برای پاسخ دادن علنی و کامل به تمام اين پرسشها و پرسشهای بيشتر را دارد با توجه به اين، اگر شما از جملۀ ۳۴٫۳۲۰٫۰۰۰ نفری هستيد که به کمونيسم و سوسياليسم تعلق داريد، از ايدئولوژی منفعل رهبری کنونی حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا دلسرد نشويد. بياييد برای نبرد با رويزيونيسم و آپورتونيسم در درون رهبری حزب و برای ساختمان يک جنبش کمونيستی واقعی که قادر به نبرد برای منافع طبقه کارگر باشد، به ما ملحق شويد. طبقه کارگر میتواند دنيای بهتری برای همه بسازد، اما ما بايد در مبارزه خود متحد شويم. اقدامات و مواضع رهبری موجب تفرقه ماست زيرا آنها منافع واقعی طبقه کارگر را منعکس نمیکنند. حزب کمونيست میتواند و بايد حزب ۹۹ درصدیها باشد، اما تنها موقعی که حزب مدافع طبقه کارگر و زحمتکشان و آماده و مايل به نبرد در يک مبارزه متحد باشد. |