|
در آستانه انتخابات سوم اکتبر در بوسنی و هرزگوين، ايالات متحده با گستاخی بیسابقهای در امور داخلی جمهوری مداخله کرد. پاتريک مون، سفير ايالات متحده در سارايوو، در فراخوانی که از طرف اکثر رسانههای جمهوری پخش شد، خطاب به جمعيت گفت: «که دوشنبه روزی خواهد بود که سعادت کشور و شهروندان آن نيروی محرکه برای اقدامات مقامات انتخابی خواهد شد؛ روزی که تلاشهای مشترک بايد جای ستيز را بگيرد؛ روزی که کار جدی برای حرکت دادن بوسنی-هرزگوين به ناتو و اتحاديۀ اروپايی بايد آغاز شود.» تنها رهبران قابل قبول برای معماران نظم نوين جهانی، آنهايی هستند که جمهوری را به سمت غرب هدايت کنند.
تارنگاشت عدالت منبع: بنياد فرهنگ استراتژيک نويسنده: پيوتر ايسکندروف* «ما دلمان برای از دست دادن اين عزيز و ساير عزيزان میسوزد لكن سعادتی از اين بالاتر نيست. من بارها گفته ام ميدان بوسنی، جنگ اسلام و كفر تنها نيست، بلكه از اين بالاتر است، دروازه ورود به غرب و اروپا است، آنجا مسألهاش بالاتر از جنگ عراق و ايران است...» (آيتالله علی خامنهای در ديدار با خانوداه رسول حيدری، اولين شهيد بوسنی) انتخابات بدون انتخاب: واشنگتن و بروکسل تصميم میگيرند بوسنیها چه کسی را انتخاب کنند در آستانه انتخابات سوم اکتبر در بوسنی و هرزگوين، ايالات متحده با گستاخی بیسابقهای در امور داخلی جمهوری مداخله کرد. پاتريک مون، سفير ايالات متحده در سارايوو، در فراخوانی که از طرف اکثر رسانههای جمهوری پخش شد، خطاب به جمعيت گفت: «که دوشنبه روزی خواهد بود که سعادت کشور و شهروندان آن نيروی محرکه برای اقدامات مقامات انتخابی خواهد شد؛ روزی که تلاشهای مشترک بايد جای ستيز را بگيرد؛ روزی که کار جدی برای حرکت دادن بوسنی-هرزگوين به ناتو و اتحاديۀ اروپايی بايد آغاز شود.»
همين ايده، با لحن نرمتری، در بيانيه مشترک ويليام هاگ، وزير امور خارجه بريتانيا، و گيدو وستروله، همتای آلمانی او ابراز شد: آنها مردم بوسنی و هرزگوين را از حمايت اتحاديۀ اروپايی مطمئن ساختند اما خاطرنشان کردند که اميدوارند رهبران منتخبی را ببينند که مايل باشند با غرب به سمت ادغام در اروپا کار کنند. به عبارت ديگر، مراکز غربی قدرت بدون اينکه منتظر بمانند تا ۳ ميليون رأی دهندۀ بوسنی و هرزگوين در پای صندوقهای رأی انتخاب خود را نشان دهند، تمام تصميمات مربوطه را گرفتند: تنها رهبران قابل قبول برای معماران نظم نوين جهانی، آنهايی هستند که جمهوری را به سمت غرب هدايت کنند. فشار پنهان نشانگر مرحله نهايی روند معروف به «بوتمير» است که هدف آن استقرار مرکزيت در بوسنی و هرزگوين، محروم کردن يکی از بخشهای آن به نام «جمهوری صرپسکا» (Republika Srpska) از حقوق خود، و انتقال قدرت واقعی در بوسنی و هرزگوين به مسلمانان و به کرواتهايی است که در سمت آنها قرار دارند. مذاکرات سال ۲۰۰۹ بين رهبران بوسنی و هرزگوين در پايگاه هوايی ناتو به نام «بوتمير» به نتايج مورد نظر غرب نيانجاميد. در آن زمان، واشنگتن و بروکسل از موضع تسليمناپذير «ميلوراد دوديج»، نخستوزير جمهوری صرپسکا خشمگين بودند، زيرا او تهديد کرده بود در پاسخ به تلاشها برای مجبور کردن جمهوری او به قبول ترتيبات غيرمنصفانه، کارت کوزوو را بازی کند. او گفته بود که در عرض چهار سال آينده جمهوری او استقلال خود را از بوسنی و هرزگوين اعلام خواهد کرد، همانطور که کوزوو با توسل به دلايل مشابه- نفرت قومی و فقدان کامل وحدت- استقلال خود را از صربستان اعلام کرده بود. «دوديج» گفت که موضع جمهوری صرپسکا روشن است: منحل کردن مسالمتآميز خود، بهترين گزينه برای بوسنی و هرزگوين است. طبق تعريف تُند او، بوسنی و هرزگوين کنونی کشوری است که صرفاً در اذهان تعدادی از خارجیها وجود دارد. برنامه کانديداهای اصلی ديگر- «حارس سیلایجیچ» مسلمان و «زیلیكو كامسیچ» کروات- چيزی به غير از کمک به غرب برای عملی کردن سناريوی خود برای بوسنی و هرزگوين نيست. «سيلايجيج» به متنفر بودن از صربها معروف است، و اين اساساً تمام حقيقت دربارۀ اوست. «سيلايجيج» به طور خستگی ناپذيری اين را تکرار میکند که جمهوری صرپسکا نتيجه خالص پاکسازی قومی عليه مسلمانان است. به عنوان مثال، او به تازگی در سخنرانی در ۶۵-مين اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل ادعا کرد که طی جنگ صدها هزار غيرصرب در جمهوری صرپسکای خواهان استقلال، کشته يا رانده شدند. در مورد «كامسیچ»، شهرت او حتا در ميان جمعيت کروات، به عنوان خائنی است که به سمت مسلمانان رفت. او طی درگيری سالهای ۱۹۹۲-۱۹۹۵، در صفوف ارتش دولتی بوسنی، نه در نيروهای کروات، جنگيد و از فرماندهان مسلمان دستور میگرفت. متناوباً، حمايت جامعه مسلمان بود که در انتخابات سال ۲۰۰۶، او را به پرزيديوم مشترک فرستاد. چند حزب کروات بوسنی و هرزگوين خواستار اين شده اند که «کامسيچ»- به عنوان فردی که فاقد حق اخلاقی برای نماينگی کرواتها است- در انتخابات کنونی شرکت نکند، اما او به سادگی اين خواست را ناديده گرفت. در بستر اين واقعيات است که «بكر عزتبگویچ»، آقازاده «علی عزتبگوویچ» رهبر زمان جنگ بوسنی و هرزگوين، يک چهره معتدل به نظر میرسد. او قول داده است که با «ميلوراد دوديج» مذاکره کند، او «دوديج» را يک سياستمدار پراگماتيک توصيف کرد و به خاطر گفتن اينکه جوامع بوسنی و هررگوين اگر نتوانند دوست داشتن هم را شروع کنند، لااقل بايد به دنبال بهتر کردن زندگی خود باشند، مورد انتقاد مخالفين خود قرار گرفت. با اين وجود، التهابات ناسيوناليستی ميان مسلمانان بوسنی، واکنش اجتنابناپذير صربها به آن، و فشار علنی که ايالات متحده و اتحاديۀ اروپايی اعمال می کنند، در عمل هر تلاش برای رسيدن به يک مصالحه ميان اقوام را غيرممکن میکند، مگر آنکه همانطور که واشنگتن و بروکسل در نظر دارند جمهوری صرپسکا منحل و بوسنی و هرزگوين سريعاً به عضويت ناتو درآيد. * پيوتر ايسکندرف، پژوهشگر ارشد در «موسسه مطالعات اسلاويک آکادمی علوم روسيه» و مفسر بينالمللی «ورميا نوستی» و «صدای روسيه» است. http://www.strategic-culture.org/news/2010/10/03/elections-without-choice.-washington-and-brussels-decide-whom-bosnians-should-elect.html |