|
مانند کل جهان، ما به ويژه مبارزه عظيم مردم شوروی در نابود کردن نازیها- فاشيستهايی را که به سرزمين سوسياليسم تجاوز کردند، موجب کشته شدن ۲۵ ميليون شهروند شوروی و رنج تمام خلق شدند، گرامی میداريم. آن فداکاریهای جانفشانانه هرگز در تاريخ جهان تکرار نشده است، و در حالی که برای کمونيسم مبارزه میکنيم، برای هميشه الهامبخش زحمتکشان سراسر جهان خواهد بود.
تارنگاشت عدالت منبع: تمرکز بر سوسياليسم (مجله سياسی کانادايیها برای صلح و سوسياليسم) برگردان: ع. سهند برای يک حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا که به تجربه شوروی ارج مینهد
نامه سرگشاده به حزب کمونيست ايالات متحده، برای بحثهای پيش از بيست و نهمين کنگره ملی حزب توضيح تحريريه «تمرکز بر سوسياليسم»: اين سند به بولتن الکترونيکی تحريريه رسيد. ما در اينجا آن را منتشر میکنيم، زيرا بحث سياسی حادی را که در حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا جريان دارد- در حالی که حزب برای بيست و نهمين کنگره ملی خود در ۲۳-۲١ ماه مه در شهر نيويورک آماده میشود- نمايان میکند. بحثهای پيش از کنگره حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا حاد و علنی هستند و بحران عميق امپرياليسم و به ويژه امپرياليسم ايالات متحده را نشان میدهند. توصيه خوبی است که حزب کمونيست کانادا تفاوتهای سياسی بين کمونيستهای کانادايی را به سود طبقه کارگر کانادا علنی کند. «تمرکز بر سوسياليسم» با ارزيابی اين نامه موافق است و در هفتههای آينده نظرات خود را به بيست و نهمين کنگره حزب کمونيست ايالات متحده ارسال خواهد کرد. از يک مبارزه ايدئولوژيک در حزب ما بر سر سوسياليسم قرن بيستم، گريزی نيست.
نظر جانبدارانه حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا پيرامون اتحاد شوروی (١۹۹۱-۱۹١۷) نه در حسرت گذشته ريشه دارد، نه در وسوسه فکری، نه در عادت به فکر نکردن. اين تعهدی است به حقيقت و به اصول. مبارزه طبقاتی حاد میشود. زحمتکشان به جنبش ما وارد خواهند شد. اکثر اشخاص به اين دليل به احزاب کمونيست میپيوندند چون اشخاصی را که در احزاب ما مبارزه میکنند- اغلب مبارزات را رهبری میکنند- تحسين میکنند. دير يا زود، اگر بخواهيم افراد جديد را جذب کنيم، بايد يک توضيح قانع کننده از افتضاحات ١۹۹۱- ١۹۸۹ ارايه بدهيم. اگر اين کار را نکنيم، دشمنان ايدئولوژيک ما- بورژوازی و سوسيال دمکراتهای راستگرا- مطمئناً اين کار را خواهند کرد. آنها سعی خواهند کرد از طريق شبه توضيحات افتراآميز سردرگمی ايجاد کنند. برخی نوشتههای حزبی به طور ضمنی- به اشتباه- میگويند که حزب ما و جنبش جهانی کمترين سرنخی در باره آنچه که باعث سرنگونی سوسياليسم در اروپای شرقی و در اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی در ١۹۹۱- ١۹۸۹ شد، ندارند. از حق نبايد گذشت که «انتشارات بينالملل» سه کتاب عالی در باره موضوع منتشر کرده است (پرسترويکا: ظهور و سقوط؛ مبارزه قهرمانانه، شکست تلخ؛ و خيانت به سوسياليسم) گرچه عناصر رفرميست در رهبری ما با اين کتابها به ديدۀ تحقير نگاه میکنند، اما آنها از طرف کمونيستهای سراسر جهان که برای اين کتابها ارزش والايی قايلند، به دهها زبان ترجمه شده اند. چند حزب، از آنجمله به طور برجسته حزب کمونيست يونان، برای آنکه به يک توضيح ماترياليستی تاريخی رضايتبخش از فاجعههای ١۹۹۱- ١۹۸۹ برسند، با شرکت دانشمندان مارکسيست، کنفرانس بعد از کنفرانس برگزار کرده اند. مطالعه تزهای اخير آنها پيرامون سوسياليسم، که کار جمعی بيش از يک دهه را منعکس میکند، بر همه لازم است.۱ در سرزمينهای سابق سوسياليسم، بينوايی که سرمايهداری گانگستری به بار آورده است باعث شده که دهها ميليون نفر دوباره بيانديشند. اين امر، چند ماه پيش، در انبوه مقالاتی که به مناسبت بيستمين سالگرد فرو ريختن ديوار برلين منتشر گرديد، مشهود بود. حتا ناظران محافظهکار پذيرفته اند که زحمتکشان اکثر سرزمينها در اروپای شرقی و اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی، تقريباً اکثريت آنها، معتقدند که تحت سوسياليسم زندگی بهتری داشتند. در افراطیترين مورد، روسيه سرمايهداری، تحميل دوباره سرمايهداری موجب سقوط دموگرافيک شده است. کمونيستها برای حافظه تاريخی مبارزه میکنند. در زمان لنين هم تاريخ يک عرصه برای مبارزه ايدئولوژيک بود. او از کمون پاريس (١۸۷١) دفاع و درسهای سياسی عام آن را در کتاب دولت و انقلاب فرمولبندی کرد. قبل از او مارکس هم يک جانبدار سرسخت کمون پاريس بود. هر دو، البته، اشتباهاتی را که به شکست آن کمک کرد، پذيرفته و مطالعه کردند. سوسياليسم قرن بيستم، موضوعی از تاريخ باستان نيست. سوسياليسم قرن بيستم در کشورهايی مانند کوبا، چين، ويتنام، و کره در تمام تنوع خود زنده است. همبستگی طبقاتی با اين حکومتهای سوسياليستی موجود، به ويژه آنهايی که مورد بيشترين تهديدات امپرياليسم ايالات متحده قرار دارند، وظيفۀ مطلق همه کمونيستهای ايالات متحده است. اين کنگره بايد هر گونه فاصلهگيری اپورتونيستی حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا را از تجربه شوروی طرد کند. اين کنگره نبايد فرمولبندیهای اپورتونيستی و محيلانهای مانند اين را که «ما به طرقی زندانيان تجربه روسيه در ١۹١۷بوديم»، بپذيرد. (نگاه کنيد به :«دمکراسی مهم است» مصاحبه با سام وب در «مسايل سياسی» ۲٠٠۴)۲ ما «زندانيان» هيچ چيزی نبوده ايم. پايداری ما در همبستگی، يک روز، ما را انقلابيون اصولگرايی نشان خواهد داد که در کنار حقيقت ايستادند و در برابر بادهای مدگرايی سياسی سر خم نکردند. ما کمونيستهای ايالات متحده، شرمنده نيستيم که از اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی، موقعی که يک واقعيت زنده بود، حمايت کرديم. ما با افتخار دوباره تأکيد میکنيم که سوسياليسم شوروی شريفترين و مهمترين تجربه قرن بيستم در «دمکراسی برای اکثريت»، دمکراسی طبقۀ کارگر، بود. مانند کل جهان، ما به ويژه مبارزه عظيم مردم شوروی در نابود کردن نازیها- فاشيستهايی را که به سرزمين سوسياليسم تجاوز کردند، موجب کشته شدن ۲۵ ميليون شهروند شوروی و رنج تمام خلق شدند، گرامی میداريم. آن فداکاریهای جانفشانانه هرگز در تاريخ جهان تکرار نشده است، و در حالی که برای کمونيسم مبارزه میکنيم، برای هميشه الهامبخش زحمتکشان سراسر جهان خواهد بود. اين کنگره بايد پافشاری کند که رهبران حزب ما و انتشارات حزب ما، بدون استثناء، با آن روحيه جانبدارانه بگويند و بنويسند. امضاء: دکتر آنگلو دی آنجلو، اد وليودی، کوين کيتينگ
١- http://focusonsocialism.ca/random.asp?ID=202
۲- http://www.politicalaffairs.net/article/articleview/24/ |