 بحران محيط زيستی عمدتاً ناشی از بهرهبرداری چپاولگرانه از منابع مشترک زمين برای منافع شخصی است. سرمايهداری، با ناديده گرفتن علايم هشداردهنده، به وخيم کردن بحران از طريق بیتوجهی سنگدلانه و سهلانگارانه نسب به پیآمدهای قابل پيشبينی فعاليتهای بدون برنامه و عمدتاً فاقد کنترل خود، ادامه میدهد. حتا رو در رو با خطر فزاينده جهانی، برای حداکثر سود خود دست به هر کاری میزند. گرچه در بحث از محيط زيست ارقام جمعيتی را بايد در نظر گرفت، اما ادعاهايی از اين دست که جمعيت به تنهايی علت مشکلات محيط زيستی است، برای منحرف کردن توجه از کسانی به کار گرفته میشود که مسؤوليت اصلی را دارند.
تارنگاشت عدالت منبع: گاردين ۲٨ آوريل ۲۰۱۰ بيانيه کميته مرکزی حزب کمونيست استراليا حزب کمونيست استراليا معتقد است که استراليا میتواند از افزايش جمعيت حمايت کند، اما نه بدون تغييرات بنيادينی که نظام اقتصادی و سياسی ما را دمکراتيزه نموده، با کژیها و ناعدالتیهايی که تعقيب بدون کنترل سود شخصی ايجاد کرده است، مقابله نمايد.
بيشتر بحثهای جاری پيرامون سطح جمعيت لازم برای استراليا در دهههای آينده، نکته اصلی را ناديده میگيرند. اظهارات گسترده مبنی بر اينکه تخريب محيط زيست به علت «زيادی جمعيت» است خاص نظرات سرمايهداری است. اين نشان میدهد که چگونه به مردم عادی به عنوان يک دردسر نگاه میشود، در حالی که در واقع، تمام ثروتها به کار انسان تعلق دارد. مردم بزرگترين دارايی اين کشور هستند.
هواداران رشد جمعيت، منجمله از افزايش مهاجرت، استراليا را به عنوان يک قاره ثروتمند، پهناور و کمجمعيت معرفی میکنند که برای رشد اقتصادی به جمعيت بيشتری نياز دارد. آنهايی که هوادار محدوديت بر مهاجرت و يک سقف جمعيتی هستند ادعا میکنند که محيط زيست استراليا در نتيجه فشارهای جمعيتی تخريب خواهد شد و اجازه ورود به جمعيتی بيشتر، فشار غيرقابل قبولی بر محيط زيست و منابع طبيعی وارد خواهد کرد. ترديدی نيست که استراليا با مشکلات محيط زيستی گستردهای روبهروست: گرم شدن جهانی، فرسايش و شور شدن خاک، موجودات در شُرُف انقراض، افزايش در موارد رشد جلبکهای سمی در رودخانههای ما، کاهش ذخاير ماهیها، آلودگی هوا، منابع آسيبپذير و محدود آب، کاهش تنوع زيستی و کاهش در بازدهی جنگلها و اراضی کشاورزی. اما اينها نتايج مهاجرت نيستند. بحران محيط زيستی عمدتاً ناشی از بهرهبرداری چپاولگرانه از منابع مشترک زمين برای منافع شخصی است. سرمايهداری، با ناديده گرفتن علايم هشداردهنده، به وخيم کردن بحران از طريق بیتوجهی سنگدلانه و سهلانگارانه نسب به پیآمدهای قابل پيشبينی فعاليتهای بدون برنامه و عمدتاً فاقد کنترل خود، ادامه میدهد. حتا رو در رو با خطر فزاينده جهانی، برای حداکثر سود خود دست به هر کاری میزند. گرچه در بحث از محيط زيست ارقام جمعيتی را بايد در نظر گرفت، اما ادعاهايی از اين دست که جمعيت به تنهايی علت مشکلات محيط زيستی است، برای منحرف کردن توجه از کسانی به کار گرفته میشود که مسؤوليت اصلی را دارند. محيط زيست به اين علت که مردم سعی میکنند خواربار بيشتری توليد کرده و جمعيت رشديابنده را تغذيه نمايند، نابود نمیشود. محيط زيست به اين علت نابود میشود که توليد به وسيله فرامليتیهای غارتگر، بدون در نظر گرفتن تأثير آن بر انسانها يا بر محيط زيست، به سمت بخشهايی که بيشترين سوددهی را دارند، هدايت میشود. اين حقيقتی است که به اندازه استراليا هم، در بنگلادش، مکزيک يا ايالات متحده آمريکا وجود دارد. توليد شديد گوشت گاو، گوشت گوسفند، گندم، برنج و پنبه، عمدتاً از طرف مجتمعهای کشت و صنعت، به شور شدن گسترده خاک، شيوع جلبکهای آبی- سبز و ديگر فاجعههای محيط زيستی انجاميده است. فرامليتیها همبرگر جهان بخش اعظم جنگلهای زمين را به خاطر چَرای احشام نابود میکنند. مالکيت خصوصی زمين و انحصاری شدن منابع طبيعی استراليا به استفاده کمبازده از آنها انجاميد. يک راه انجام اين، از طريق انتخاب چيزی است که پرورش داده میشود. تعداد اندکی که کنترل اکثريت اراضی کشاوری را دارند هر چه که برايشان بيشترين سود را داشته باشد، میکارند. استراليا خشکترين قاره زمين است، اروپا يکی از مرطوبترين قارههاست. غيرمنطقی و مضّر است که نظام کشاورزی مرطوبترين قاره در جهان به خشکترين قاره در جهان منتقل شود، بدون آنکه حتا سعی شود واقعيات منابع طبيعی استراليا در نظر گرفته شود. برای تأمين پروتئين مورد نياز هر کس و حتا بيشتر از ۳۰۰۰ کالری در روز، در جهان غلات توليد میشود. اما بيش از يک سوم اين غلات خوراک احشام میگردد. در مکزيک، جايی که حداقل ٨۰ درصد کودکان در مناطق روستايی از سوءتغذيه رنج میبرند، احشام، عمدتاً برای صادرات به ايالات متحده آمريکا، بيش از مصرف کل جمعيت روستايی کشور، غلات مصرف میکنند. به کارگيری علوم، استفاده برنامهای و کنترل شده از منابع آب، و احتراز از بهرهبرداری بيش از حد از زمين و منابع محدود آن میتواند يک جمعيت بزرگتر را در استراليا تأمين کند. علاوه بر ملاحظات محيط زيستی، توسعه زيرساخت استراليا برای پذيرش افزايش در جمعيت حياتی است. دهههاست که نگهداری و توسعه زيرساخت حياتی از طرف دولتها و بخش خصوصی ناديده گرفته شده است. خصوصیسازی و آزادسازی نقش مهمی در اين زمينه داشته است. مسکن عمومی، حملونقل عمومی، نظام درمانی عمومی، آموزش عمومی، خدمات اجتماعی و ايجاد اشتغال از جمله عرصههايی است که بدون برنامهريزی بوده، درست نگهداری نشده يا بودجه کافی نداشته اند. يکی از اهداف افزايش جمعيت اين است که تهاجم دولت به جنبش سنديکايی و نيروی کار استراليا ادامه يابد. هدف آنها کاهش دستمزدها و شرايط کار، و نتيجتاً سطح زندگی کارگران استراليا به سطحی است که با نيروی کار در کشورهای جهان سوم «قابل رقابت» باشد- بخشی از حرکت سرمايه بزرگ برای کاهش دستمزدها و شرايط کار جهانی به پايينترين مخرج مشترک. هر ملتی، در حالی که تعهدات بينالمللی خود نسبت به پناهجويان و آوارگان را- که مشکلات آنها ممکن است به خاطر دلايل متعدی باشد- میپذيرد، حق دارد سياستهای مهاجرتی خود و پذيرش آوارگان را تعيين کند. در تعيين تعداد دريافتکنندگان، هر دولتی ملاحظات اجتماعی، اقتصادی، سياسی و محيط زيستی بسياری را در نظر خواهد گرفت. برای جلوگيری از فرار مغزها از کشورهای ديگر، سياست مهاجرتی ما نبايد بر مهاجرتکنندگان ماهر قرار داشته باشد. اين به ويژه، به خاطر پیآمدهای منفی آن بر کشورهای جهان سوم، برای مهاجران ماهر از اين کشورها اهميت دارد. به جای آن، ما بايد سياست مهاجرتی خود را بر افزايش سالانه تعداد آوارگان قرار داده و در عين حال بودجه بيشتری به تعليم و آموزش نيروی کار کنونی خود اختصاص دهيم. استراليا بايد به آوارگان و قربانيان تغييرات اقليمی و فجايع طبيعی اولويت بدهد. ما مسؤوليت ويژهای داريم که آوارگان افغانستان، عراق و ديگر کشورهايی را بپذيريم که قربانيان جنگها و اشغال ايالات متحده هستند- جنگهايی که استراليا در آنها شريک جرم است. استراليا، به عنوان يکی از بزرگترين توليد کنندگان سرانه گازهای گلخانهای در جهان، مسؤوليت دارد که جمعيت جزاير اقيانوس آرام را که به علت تغييرات اقليمی در حال غرق شدن هستند، بپذيرد. مهاجرت برای استراليا سودمند بوده و همچنان سودمند خواهد بود. زحمتکشان دارای منشاء قومی گوناگون بخش لاينفکی از ملت استراليا را تشکيل داده و بخشی از جنبش کارگری و به طور کل از اجتماع هستند. با اين وجود، کارگران مهاجر درگير مبارزات مشترک نخواهند شد مگر آنکه سازمان داده شوند، ميراث اجتماعی و فرهنگی آنها محترم شمرده شود، و برای غلبه بر تبعيض گسترده عليه گروههای مهاجر، حتا در مواردی ديوساختن از آنها، اقدام شود. به جای افزايش هزينه نظامی يا تدارکات برای جنگ (در حال حاضر ٧۱ ميليون دلار در روز) و پرداختن برای جنگ در افغانستان و به اصطلاح «راهحل اقيانوس آرام»، يک دولت نوعدوست در استراليا بودجه نظامی را کاهش، و بخشی از آن را برای کمک به کشورهای در حال توسعه مورد استفاده قرار خواهد داد. بهترين رويکرد برای مقابله با تخريب محيط زيست، نه از طريق کنترل جمعيت، بلکه از طريق سياستهای اجتماعی- اقتصادی عادلانهتر و توزيع منصفانهتر ثروت و منابع است. همچنين اقداماتی مانند تغيير شيوههای توليدی، کنترل دولت بر محصولات کشاورزی و فعاليتهايی که به محيط زيست آسيب وارد میکنند، جايگزين کردن مجمتعهای کشت و صنعت با تعاونیهايی که به طور دمکراتيک اداره میشوند، ايجاد سيستمهای حمل و نقل عمومی و کاربست شکلهای همخوان با محيط زيست برای توزيع کالا بين شهرکها و شهرها لازم است. http://www.cpa.org.au/guardian/2010/1452/17-population.html
|