 دنبالهروی [مبارزه] عليه امپرياليسم را رقيق میکند. «سند بحث پيش از کنگره» پيرامون مسايل بينالمللی از دولت کنونی که سياست خارجی آن تفاوت کمی با سياست خارجی بوش دارد، و در مواردی از آن بدتر است، انتقاد نمیکند. آزادی پنج کوبايی جزو اولويتها نيست. در مورد فلسطين، نسبت به جنبش بايکوت، عدم سرمايهگذاری، تحريمها که از طرف بخش اعظم جنبش جهانی کمونيستی تأييد شده است، بیتفاوتی وجود دارد. رهبر ملی [سام وب] اعلام کرد که ديدگاه «ما» از سوسياليسم «در حال تغيير دايمی است.»
تارنگاشت عدالت منبع: سايت حزب کمونيست ايالات متحده نويسنده: توماس کنی برگردان: ع. سهند توضيح مترجم: مطلب زير، از سلسله بحثهای پيش از کنگره حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا است، که در اختيار خوانندگان گرامی قرار میگيرد. همان طور که برخی خوانندگان توجه کرده اند اين مقالات آيينهای است که در آن خط و عملکرد ناشران نشريۀ «نامه مردم» را هم میتوان ديد.*
*** جالب است که سند ۱۰ صفحهای بحث پيش از کنگره تحت عنوان «فرصتهای جديد برای رشد حزب» به نزول ۶۰ درصدی اعضای حزب از آخرين کنگره، که از ۲۵۰۰ به ۱۰۰۰ رسيده است، اشارهای نمیکند.
اين تخمينها معتبرند. اولی از نوشته رفيق دانی روبين «آيا ما در نبرد برای ساختمان حزب چيزی را ناديده میگيريم؟» (۴ آوريل ۲۰۰۵) است، که در آن گزارش مورخ ژوئن ۲۰۰۴ رفيق سام وب را نقل میکند. رقم دوم را رفيق بابی وود به کار برده است. حتا دگرانديشان هم میدانند که در انجيل تکههايی از خرد وجود دارد. يکی از نمونههای مورد علاقه من میگويد: «هر درخت خوب، ميوههای خوب میدهد، و يک درخت بد ميوه گنديده میدهد ... آنها را از ميوههايشان خواهيد شناخت.» (ماتيو، فصل ٧ ، بندهای ۲۰- ۱۶).** بياييد به تغييرات دهه گذشته در حزب کمونيست ايالات متحده و «ميوههای» آن نگاه کنيم. درخت: تغييرات حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا از سال ۲۰۰۰ تغيير ايدئولوژيک دوری گرفتن از مبارزه طبقاتی و هنجارهای لنينی سازمان حزب شتاب يافت. اين هميشه انکار گرديده، مستتر شده، يا «تجديد ساختار» ناميده میشود. حزب رهبری سياسی خود را عموماً از دمکراتها و اکنون از دولت اوباما میگيرد. مبارزه برای استقلال سياسی طبقه کارگر کنار گذاشته میشود. مبارزه ضدنژادپرستی- علیرغم شاخصهای اقتصادی که بدتر شدن شرايط برای ستمديدگان ملی را به اثبات میرسانند- زيرکانه تضعيف میشود. اصول ضدانحصاری اصلاح نظام خدمات درمانی که طی دههها مشترکاً از طرف کارشناسان حزب تدوين شد، در يک مقاله «دنيای مردم» کنار گذاشته میشود. دنبالهروی از دمکراتها به طور ناصادقانهای با تئوری مراحل، که زيرکانه اهداف تعيين شده را تغيير میدهد، توجيه میشود. قبل از سال ۲۰۰۶، اتحاد عليه راست افراطی، حداکثر کردن نيروها عليه سلطۀ راست افراطی بر تمام سه قوه دولت را هدف قرار داده بود. اکنون، صرف وجود راست افراطی جهت توجيه دنبالهروی از دمکراتهای به کار گرفته میشود. دنبالهروی [مبارزه] عليه امپرياليسم را رقيق میکند. «سند بحث پيش از کنگره» پيرامون مسايل بينالمللی از دولت کنونی که سياست خارجی آن تفاوت کمی با سياست خارجی بوش دارد، و در مواردی از آن بدتر است، انتقاد نمیکند. آزادی پنج کوبايی جزو اولويتها نيست. در مورد فلسطين، نسبت به جنبش بايکوت، عدم سرمايهگذاری، تحريمها که از طرف بخش اعظم جنبش جهانی کمونيستی تأييد شده است، بیتفاوتی وجود دارد. رهبر ملی [سام وب] اعلام کرد که ديدگاه «ما» از سوسياليسم «در حال تغيير دايمی است.» تغيير استراتژی سياسی تغيير ايدئولوژيک به تغيير سياسی میانجامد. باور به اينکه استراتژی ضدانحصاری برای اين «مرحله» از مبارزه خيلی پيشرفته است، تمرکز را به جای آن بر مقابله با راست افراطی که به طور دايم با حزب جمهوریخواه مساوی قرار داده میشود، قرار میدهد. بر اين اساس، حزب کمونيست از انتقاد از «متحدين» سرمايهدار انحصاری خويش خودداری میکند، مگر آنکه آنها از حزب جمهوریخواه باشند. اين در باره اختلافات درون طبقه حاکم غلو میکند. اين به مفاهيم مقدماتی مارکسيستی مانند ماهيت طبقاتی دولت سرمايهداری کم بها میدهد. تغييرات سازمانی ايدهای لنينيستی کليدی مانند مبارزه برای نقش رهبری حزب، در عمل کنار گذاشته شده اند. «تا آنجا که به ما مربوط است، ما تنها تا حدی که در سنگرهای ساختمان اين خيزش مردم قرار داريم» در همه جوانب در جنبش وسيعتر مردم به رهبری کارگران «میتوانيم نقش رهبری ارايه نماييم.» اين فرمولنبدی در عمل يعنی ما فقط تا حدی که دنبالهروی کنيم میتوانيم رهبری کنيم. کلوبهای حزبی به سازمانهای هوادار حزب دمکرات بازسازی میشوند. فعاليت کارگری کاهش میيابد. حضور در مراکز صنعتی يک خاطره است. هر چه AFL-CIO میخواهد از طرف حزب کمونيست ايالات متحده تأييد میشود. فعاليت ضدجنگ از اولويت پايينی برخوردار است. «متحد برای صلح و عدالت» عمدتاً به خاطر کنارهگيری حزب کمونيست از آن تضعيف شده است. مرکزيت دمکراتيک تضغيف شده است. بخش تشکيلات منحل شد. کلوبها منحل میشوند. به اعضاء هيچ فعاليتی محول نمیشود، فعاليت آنها خودبهخودی است. نوشداروی تکنولوژی اطلاعاتی و «عضوگيری اينترنتی» وضعيتی پيش آورده که هيچ کس نمیتواند اعضای واقعی را تعيين کند. «ميوههای» تغيير ۱- کاهش و پيرشدن اعضاء: کاهش ۶۰ درصدی اعضاء يعنی بحران مالی مزمن، که اغلب با کاهش هزينهها و کوچکسازی با آن مقابله میشود. دارايیهای غيرمنقول حزب فرخته شده، يا بدتر از آن، در حالی که اتکاء بر درآمد از اجاره بالا میرود، بخشيده میشوند. ۲- اشتباهات نفسگير در ارزيابیهای سياسی از دولت کنونی ايالات متحده: با اين وجود، رهبر ملی مدعی است که ارزيابیها «ما» عمدتاً «درست» بوده است. ۳- عدم حضور حزب: حل شده در اقيانوس حزب دمکرات، حزب حضور عمومی اندکی دارد. ۴- متلاشی کردن: تحت عنوان «بازسازی» به عنوان ساختمان برای آينده ستوده میشود. «طی بيش از يک دهه، حزب کمونيست ايالات متحده در حال بازسازی راهی بوده است که ما کار میکنيم و تحليل خود را توسعه میدهيم.» بازسازی فعاليتهای حزب را يکی بعد از ديگری تعطيل میکند: نسخه چاپی «دنيای هفتگی مردم»، فعاليت انتخاباتی مستقل، اشکال چپ، ميتينگهای عمومی، حضور در مراکز صنعتی، کتابفروشیها، مسيرهای توزيع نشريات. من در حالی که از يک جلسه اتحاديه آموزگاران بيرون میآمدم، ديدم که هر فرقه تروتسکيست روزنامهای را توزيع میکنند، اما جای «دنيای مردم» خالی بود. کنگره سال ۲۰۰۵ حزب برای «بازسازی» هيچ چيز، مجوز صادر نکرد. مسؤوليـت «هيأت ملی» و «شورای ملی» اين است که سياستهای مصوب کنگره را اجرا کنند، نه اينکه سياستهای خودشان را اختراع نمايند. چشمانداز ما از سوسياليسم [آن طور که سام وب میگويد] «در حال تغيير دايمی» نيست. چشمانداز ما از سوسياليسم ايالات متحده به طور دمکراتيک در کنگره مورد توافق قرار گرفته و در برنامه حزب گنجانده شده است- بدون آنکه در هر کنگره از نو تصور شود. ۵- خشک شدن ريشههای حزب: تمام مناطق کشور از کلوبهای دلسرد، کاهش فعاليت و حضور ملالآور گزارش میدهند. مانند خالی شدن هوا از يک اسباب بازی بادکنکی، زندگی کلوب [حزبی] کم و کمتر میشود. ۶- آموزش مارکسيستی- لنينيستی حزب در حال ناپديد شدن است: «مسايل سياسی» که خود را «ژورنال انديشه مارکسيستی» توصيف میکند، برای آموزش کلوب [حزبی] قابل استفاده نيست. «مسايل سياسی» از واژه «لنينيسم» پرهيز میکند، اما به عنوان علامت مشهود کمونيسمستيزی در حال تکوين، واژه «استالينيسم» را مجاز میداند. ٧- فعاليت کارگری: AFL-CIO را «چپ» اعلام میکند و پشت سر آن صف میکشد. به طور عينی، توجه به کارگران صنعتی ضعيف شده است. اگر ايدئولوژی شما از ديدگاه طبقاتی عقب بنشيند، دليلی برای توجه به هسته آن طبقه وجود خواهد داشت؟ خطا- بدون مسؤوليتپذيری برای خطا هيچ بهانهای برای کاهش عضويت حزب وجود ندارد. علاقه به سوسياليسم و مارکسيسم از سقوط مالی جهان در سپتامبر ۲۰۰٨ افزايش يافته است. مبارزه طبقاتی ايالات متحده حاد میشود. شرايط طبقه کارگر ايالات متحده، بيکاران، رنگينپوستان، زنان، جوانان، و فقرا با سرعت بدتر میشود. هيچ سرکوب ضدکمونيستی شديدی مانند دهه ۱٩۵۰ وجود ندارد. شرايط برای رشد حزب بسيار عالی است. نزول، به خاطر ادامه خط کلی نادرست ادامه دارد، خط سياسی که هر دليل برای پيوستن به حزب را از ميان بر میدارد. به جای آن، زيرکانه اعضاء را به خاطر نزول سرزنش میکنند: «اما ما هنوز گرفتار ايدهها و شيوههای کاری هستيم که برای عصر جديد مناسب نيستند، و مانع کارآيی بيشتر، حرکت به جلو و رشد سريعتر ما میشوند.» (فرصتهای جديد برای رشد حزب) فقدان مسؤوليتپذيری شکلهای ديگری به خود میگيرد. برنامه حزب، مصوب کنگره سال ۲۰۰۵ حزب- عالیترين ارگان حزبی- عمدتاً ناديده گرفته میشود. برنامه حزب میگويد: «نقش رهبری حزب کمونيست با ايدئولوژی مارکسيتسی- لنينيستی پيشرو آن نشان داده میشود.» مبارزه برای نقش رهبری حزب، گرچه در سال ۲۰۰۵ رسماً کنار گذاشته نشد، اما در عمل کنار گذاشته شده است. علايم گويا: عبارات قدر قدرتی که حزب را صرفاً به عنوان يک سازمان خدمتگذار تعريف میکنند. حزبی که هرگز رهبری نخواهد کرد. حزب «يک شريک در» ائتلافهاست، حزب از آنها «حمايت میکند»، به آنها «کمک میکند»، و غيره. واژه «لنينيسم» به عنوان واژهای که «خارجی به گوش میرسد» کمتر و کمتر در بيانيههای حزب کمونيست ايالات متحده ديده میشود. کاهش ۶۰ درصدی [اعضای حزب] «ميوه» تلخ تغييراتی است که از سال ۲۰۰۰ صورت گرفته است. کنگره بايد تلاشهايی را که برای مقصر جلوه دادن اعضاء صورت میگيرد، رد کند. ما برای خطی که اين فاجعه را به بار آورده است، بايد رهبران را پاسخگو بدانيم. ما بايد اين خط را تغيير دهيم. ۱۴ آوريل ۲۰۱۰ http://www.cpusa.org/convention-discussion-by-their-fruits-you-shall-know-them
* همچنين نگاه کنيد به «حزب را نجات دهيد»: http://www.edalat.org/sys/content/view/4214/ «بازگشت ويروس قديمی اپورتونيسم راست»: http://www.edalat.org/sys/content/view/4319/ «پيرامون دمکراسی حزبی»: http://www.edalat.org/sys/content/view/4414/ «دنبالهروی به بهانۀ مبارزه با راست افراطی!» http://www.edalat.org/sys/content/view/4422/ «مبارزه برای سوسياليسم ما را احاطه کرده»: http://www.edalat.org/sys/content/view/4461/
** فردوسی محتوای اين پيام خردمندانه را چنين بيان کرده است: درختـی که تلخ است وی را سرشــت گـرش بر نشـــــانی بــــه باغ بهشــت ور از جوی خلــــــــدش به هنــگام آب به بیــــــــخ انگبین ریزی و شــهد ناب ســـــــر انجام گوهــــــــــر بکـــار آورد همـــــــــان میــــــــوه تلـــخ بــار آورد |