Site name  
 
 
 
مطا لب تحریریه
اخیرا منتشر شد
«توفان» در شوره‌زار
S o l i d n e t . o r g
Solidnet.org
باز انتشار
دنباله‌روی به بهانۀ مبارزه با راست افراطی!‏ چاپ پست الكترونيكي
 ۱۹ فروردين ۱۳۸۹
 دنباله‌روی به معنی پذيرش رهبری سياسی و ايدئولوژيک دشمن طبقاتی، سرمايه انحصاری، است. ‏مارکسيسم- لنينيسم اتحاد‌های طبقات متعدد را مجاز می‌شمارد. اما، فرمولبندی «اتحاد عليه راست ‏افراطی»، که می‌توان گفت در مبارزه عليه فاشيسم درست است، از طرف حزب کمونيست ايالات متحده ‏آمريکا به طور نادرست به کار گرفته می‌شود. [اين] خط به خطا و به طور مکانيکی «راست افراطی» را با ‏حزب جمهوری‌خواه برابر قرار می‌دهد. اين يک تحليل «برچسب حزبی» است، نه يک تحليل طبقاتی.‏ آن طور که از سال ۲۰۰۰ آشکار است، دور شدن حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا از اصول ‏مارکسيستی- لنينيستی صحنه را برای اين اشتباه نابخردانه آماده کرد. در کنگره ۲۰۰۵ حزب کمونيست ‏ايالات متحده آمريکا، يک عقب‌نشينی ايدئولوژيک که زمينه را برای سياست دنباله‌روی از اوباما آماده کرد، در ‏واقع کنار گذاشتن اصل لنينی مبارزه حزب پيشاهنگ برای رهبری جنبش‌های توده‌ای بود.
تارنگاشت عدالت


منبع: مسايل سياسی، نشريه تئوريک حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا
برگردان: ع. سهند


چرا ارزيابی رهبری حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا از دولت اوباما آن قدر نادرست بود؟

 
توضيح مترجم: مطلب زير، از سلسله بحث‌های پيش از کنگره حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا است، ‏‏‏که در اختيار خوانندگان گرامی قرار می‌گيرد.*


‏***‏
انتخابات رياست جمهوری نوامبر ۲۰۰٨ نقطه عطفی در سياست‌ دمکراتيک ايالات متحده بود. شادی و غرور ‏مردم رنگين‌پوست و ده‌ها ميليون نفر ديگر در پيروزی انتخاباتی يک شخص سياه‌پوست در کشوری که در ‏نتيجه قرن‌ها نژادپرستی بی‌ريخت شده است، از هر نظر مشروع بود.‏

اما، چنين احساساتی يک تحليل مارکسيستی- لنينيستی، همه‌جانبه و علمی از محتوای طبقاتی دولت ‏جديد اوباما نيست. سياست‌های اوباما در جانبداری از سرمايه بزرگ و امپرياليسم، زحمتکشان به ويژه ‏زحمتکشان رنگين‌پوست را مأيوس و خشمگين کرده است.‏

دنباله‌روی به معنی پذيرش رهبری سياسی و ايدئولوژيک دشمن طبقاتی، سرمايه انحصاری، است. ‏مارکسيسم- لنينيسم اتحاد‌های طبقات متعدد را مجاز می‌شمارد. اما، فرمولبندی «اتحاد عليه راست ‏افراطی»، که می‌توان گفت در مبارزه عليه فاشيسم درست است، از طرف حزب کمونيست ايالات متحده ‏آمريکا به طور نادرست به کار گرفته می‌شود. [اين] خط به خطا و به طور مکانيکی «راست افراطی» را با ‏حزب جمهوری‌خواه برابر قرار می‌دهد. اين يک تحليل «برچسب حزبی» است، نه يک تحليل طبقاتی.‏

سرمايه انحصاری مالک هر دو حزب جمهوری‌خواه و دمکرات است. اين به معنی انکار تفاوت‌های (اغلب ‏مهم) در پايگاه اجتماعی دو حزب، که به تفاوت سياست حزبی (به ويژه در زمينه داخلی) می‌انجامد و ‏نيروهای مترقی مؤظف به بهره‌برداری از آن هستند، نيست.‏

دنباله‌روی، با نشان دادن تصوير غلط از نظرات رهبران کمونيست- از گئورگی ديميترف تا جورج مايرز- ‏می‌گويد، اگر جمهوری‌خواهان دشمن اصلی هستند، حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا بايد همان موضع ‏سياسی «متحدان» خود- اوباما و دمکرات‌ها- را اتخاذ نمايد. اين [نگرش]، گردش به راست حزب کمونيست ‏ايالات متحده آمريکا، در بسياری از موضوعات را، که برجسته‌ترين آن‌ها اصلاح نظام درمانی است، توجيه ‏کرده است.‏

در اساس، سياست «دنباله‌روی از اوباما و دمکرات‌ها»، اپورتونيسم است. اين سياست مبارزه را رها ‏می‌کند. حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا را از مبارزه برای استقلال سياسی معاف می‌کند، آن را به ‏طور نامحدود تا «مرحله بعدی» به عقب می‌اندازد. عملی کردن تعويق ديگر که از طريق «برنامه حزب در ‏گذار» پيش برده می‌شود، ادعا می‌کند ما بين دو مرحله قرار داريم؛ نتيجتاً مجبوريم گزينه دنباله‌روی از اوباما ‏و دمکرات‌ها را باز نگاه داريم.‏

دنباله‌روی ويروسی است جان‌سخت و انطباق‌پذير. تمرکز اين کنگره بر برنامه محقر ‏AFL-CIO‏ برای اشتغال ‏يک عقب‌نشينی است. هواداران دنباله‌روی، فعلاً آن را پذيرفته اند، دنباله‌روی از ‏AFL-CIO‏ دلچسب‌تر از ‏دنباله‌روی از اوباماست، که اکنون ندرتاً قابل دفاع می‌باشد.‏

فرض بر اين است که سياست دنباله‌روی ماهيتی «غيرسکتاريستی» يا «وسيع» دارد. سياست دنباله‌روی ‏برخلاف آن- شديداً سکتاريستی است. ما را از بهترين متحدان ما در ميان چپ، و اين روزها حتا در مرکز، ‏منزوی می‌کند.‏

دنباله‌روی حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا قبل از کارزار اوباما آغاز شد. در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶، ‏حزب حمايت از دمکرات‌ها را به عنوان راه پايان دادن به جنگ عراق خواستار شد. در ۲۰۰۴ و ۲۰۰۶ ‏دمکرات‌ها تعداد خود را در کنگره افزايش دادند. در ۲۰۰٨ آن‌ها کنترل کنگره و کاخ سفيد را به دست آوردند. ‏اما جنگ عراق شعله‌ور است.‏

از خوش‌شانسی دنباله‌روی، در ۲۰۰٨، در لحظه‌ای که دمکرات‌های کنگره نشان دادند عُرضه پايان دادن به ‏جنگ را ندارند، اوباما از راه رسيد و توجيه بعدی برای دنباله‌روی حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا شد. ‏اما اين تغيير ايجاب می‌کرد که اوباما به عنوان چيزی به مراتب عالی‌تر از آنچه که واقعاً هست: يک دمکرات ‏مدافع سرمايه انحصاری- ترسيم شود.‏

گزافه‌گويی شروع شد. ادعا شد که يک «جنبش» واهی «اوباما» وجود دارد. موقعی که او اعضای کابينه ‏راست‌گرای خود را تعيين کرد، شنيديم [که گفتند] «خُل نشويد»، آن انتصابات سمت سياست‌های آينده را ‏نشان نمی‌دهند. اوباما رهبر جنبش مردم، يک «دوست» شد. اوايل ۲۰۰٩، «بهار شدنی»‌ها بود. او يک ‏سياستمدار «خارق‌العاده»، «دگرگون‌ساز» بود. ما «از بحران» بيرون می‌آمديم، وارد «عصر اصلاحات ‏دمکراتيک» می‌شديم. به ما توصيه کردند در جشن‌های تحليف شرکت کنيم. برخی رهبران حزب واقعاً ‏پيش‌بينی کردند که اوباما بعد از شروع به کار، گردش به چپ خواهد داشت. در ايالت ايلی‌نويز، رفقا به ‏خاطر اشاره به اوباما به عنوان «يک سياستمدار بورژوا» توبيخ شدند. کوهی از مدرک که نشان می‌دهد نه ‏مک‌کين، بلکه اوباما دريافت کننده اصلی کمک‌های مالی وال‌استريت بود، ناديده گرفته می‌شد.‏

مدارک خلاف آن به مسخره گرفته شدند: تمديد محاصره اقتصادی کوبا؛ آهسته شدن خروج از عراق؛ ‏افزايش تصاعدی حملات هواپيماهای بدون سرنشين به روستاييان در پاکستان و افغانستان؛ خيانت به ‏فلسطينی‌ها؛ عقب‌نشينی از وعده‌های بستن گوانتانامو؛ هم‌دستی در کودتای هندوراس؛ تشديد جنگ در ‏افغانستان؛ بسته‌های کمک برای بانکداران و نه برای صاحب خانه‌های سياه‌پوستی که با مصادره و تخليه ‏اجباری روبه‌رو هستند؛ بودجۀ جنگی بی‌سابقه؛ مضحکه کپنهاگ پيرامون تغييرات اقليمی؛ و فروش کامل ‏رفرم سيستم درمانی به شرکت‌های بيمه خصوصی.‏

نهايتاً، فاکت‌ها بر خط فايق آمدند. فرود، از آنجمله با انتشار «روند ناهموار» و «مشاهدات يک سالگی»، ‏آغاز شد. فرود گرچه خطاها در تحليل را پذيرفت، اما نشان نداد که چرايی وقوع خطاها را درک کرده است. ‏بدتر از همه، هواداران دنباله‌روی از گرفتن نتيجه ناگزير امتناع ورزيدند: اين‌که ارزيابی اساسی آن‌ها نادرست ‏بود و سياست دنباله‌روی بايد کنار گذاشته شود.‏

زمان انتقاد از خود قهرمانان دنباله‌روی فرا رسيده است. پاسخ به پرسشی که در بالا مطرح شد: دليل ‏اصلی که ارزيابی رهبری حزب از اين دولت آن قدر نادرست بود اين است که آن يک تحليل مارکسيستی-‏لنينيستی، يک تحليل طبقاتی نبود که به درستی انتظار آنچه را که اتفاق افتاده است، داشته باشد.‏

احزاب کمونيستی که تحليل طبقاتی می‌دهند اين را خوب فهميدند. خط ما پيرامون اوباما از طرف تقريباً کل ‏جنبش جهانی کمونيستی رد شده است. سخنرانی‌ها در اجلاس دهلی نو در نوامبر ۲۰۰٩ را بخوانيد ‏‎(www.solidnet.org)‎‏. ‏

درمان؟ اين کنگره بايد خطای حزب را بپذيرد و سياست دنباله‌روی را طرد کند. ما بايد به ديدگاه ‏مارکسيستی- لنينيستی باز گرديم، اين‌که حزب دمکرات، مانند حزب جمهوری‌خواه، حزب انحصارات است. ‏ما بايد از اوباما و دمکرات‌های کنگره تنها موقعی حمايت کنيم که با منافع سرمايه‌داری بزرگ و منافع نظامی ‏می‌جنگند. ما بايد برای اين کار به آن‌ها فشار وارد کنيم. ما بايد موقعی که آن‌ها به جمهوری‌خواهان ملحق ‏می‌شوند و از آن منافع دفاع می‌کنند، با آن‌ها مخالفت کنيم.‏

آن طور که از سال ۲۰۰۰ آشکار است، دور شدن حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا از اصول ‏مارکسيستی- لنينيستی صحنه را برای اين اشتباه نابخردانه آماده کرد. در کنگره ۲۰۰۵ حزب کمونيست ‏ايالات متحده آمريکا، يک عقب‌نشينی ايدئولوژيک که زمينه را برای سياست دنباله‌روی از اوباما آماده کرد، در ‏واقع کنار گذاشتن اصل لنينی مبارزه حزب پيشاهنگ برای رهبری جنبش‌های توده‌ای بود. هيأت ملی و ‏کميته ملی آتی بايد يک «کنفرانس ايدئولوژيک ويژه پيرامون بنای استقلال سياسی» در تمام شکل‌های آن- ‏با در نظر گرفتن تاريخ غنی حزب ما در مبارزه برای اين هدف- برگزار کند.‏

هيچ راه ميان‌بُری به استقلال سياسی طبقه کارگر ايالات متحده- که در نظام دوحزبی سرمايه انحصاری ‏ايالات متحده گرفتار شده است- وجود ندارد. بر اين اساس، ما بايد در درجه اول با چپ، با مستقل‌ها، با ‏تمام جنبش‌ها، احزاب، سازمان‌ها، و کانديداهای مترقی، ضدانحصارات- به ويژه آن‌هايی که در اتحاديه‌های ‏کارگری و در ميان ستم‌ديدگان قومی پايگاه دارند- اتحادهای بلندمدت ايجاد کنيم. ما هم‌چنين بايد، هر جا ‏که مناسب باشد، نامزدهای کمونيست را که پيشرفته‌ترين راه‌حل‌ها را مطرح می‌کنند، معرفی کنيم.‏

‏«از اوباما و دمکرات‌ها دنباله‌روی کنيد» آشکارترين تظاهر اپورتونيسم خط کنونی حزب کمونيست ايالات ‏متحد آمريکا است. مفروضات آن دروغين است. سرمايه مالی در مهم‌ترين موضوعات از اوباما حمايت ‏می‌کند: افغانستان، اسرائيل، ايران، پاکستان، هندوراس، کلمبيا، مراقبت درمانی، ماليات‌ها، شکنجه، ‏محيط زيست، برنامه کمک به دارايی‌های مشکل‌دار ‏Troubled Asset Relief Program-TARP، و محرک‌ها. ‏اوباما عمدتاً از برنامه سرمايه مالی حمايت می‌کند، نه از برنامه ما.‏

دنباله‌روی به جنبش‌های توده‌ای لطمه می‌زند، آن‌ها را از رهبری محروم می‌کند. به ما لطمه می‌زند: چرا ‏برای حمايت از دمکرات‌های سرمايه‌دار عضو حزب کمونيست ايالات متحده شويم؟ دنباله‌روی علت اصلی ‏مشکلات تشکيلاتی است- کاهش عضويت (گفته می‌شود از ۲۵۰۰ عضو در کنگره قبلی به حدود ۱۰۰۰ ‏عضو در حال حاضر) و بحران مالی مزمن ناشی از آن.‏

ما يا به دنباله‌روی و تحليلی که به آن انجاميده است پايان می‌دهيم، يا بيش‌تر نزول می‌کنيم.‏


http://www.politicalaffairs.net/article/articleview/9328/


‏ ‏
* هم‌چنين نگاه کنيد به «حزب را نجات دهيد»:‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4214‎‏/
‏«بازگشت ويروس قديمی اپورتونيسم راست»:‏ ‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4319/
‏«پيرامون دمکراسی حزبی»‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/4414/
‏ ‏
‏ ‏





 
< قبل   بعد >
همبســتگی با فلسطیــــن
همبســتگی با فلسطیــــن
انتشارات عدالت
ورودی کاربران






ثبت نام در سیستم کاربری امکان درج واکنش شما نسبت به مطالب تارنگاشت عدالت را فراهم میکند.
کارتهای دیجیتال عدالت
مطالب دریافتی
مطا لب برگزیده

 

  •  عدالت اجتماعی بخشی جدايی ناپذير از حقوق بشر است!

  • سياست تعديل اقتصادی مغاير منافع زحمتکشان و امنيت ملی است!

  • آزادی زندانيان سياسی؛  آزادی احزاب سياسی، سنديکاهای کارگری و سازمان های صنفی و توده ای!

 

© 2002-2007 تارنگاشت عدالت