Site name  
 
 
 
مطا لب تحریریه
اخیرا منتشر شد
«توفان» در شوره‌زار
S o l i d n e t . o r g
Solidnet.org
باز انتشار
دستگيری رهبر جندالله برای ايران به‌هنگام بود چاپ پست الكترونيكي
 ۱۰ اسفند ۱۳۸۸

 تهران- اگر کوه‌های پوشيده از برف البرز واقع در شمال تهران، در آفتاب زمستانی روشن چهارشنبه تلألو ‏ديگری داشتند، دليل آن خوب بود. زيرا بامداد بعد از دستگيری عبدالملک ريگی، رهبر ۳۱ ساله گروه ‏تروريستی مخوف جندالله- که پايگاه آن در پاکستان است- طی يک عمليات خيره کننده از طرف اطلاعات ‏ايران بود.‏ دستگيری ريگی اما تأثيرات گسترده‌ای دارد که از ماجرای يک داستان هيجان‌انگيز فرارتر می‌رود. اولاً، مردم ‏ايران از عمليات اطلاعاتی شگفت‌زده شدند و اين در مقطع حياتی که غرب ايران را به بهانه برنامه اتمی ‏محاصره کرده است و طبقه سياسی در تهران بيش از هر زمان ديگری در سه دهه جمهوری اسلامی ‏دوقطبی شده است، باعث بالا رفتن روحيه‌ها می‌شود.‏

 

 

تارنگاشت عدالت

منبع: تايمز آسيا
نويسنده: ام. ک. بهادراکومار
برگردان: ع. سهند


تهران- اگر کوه‌های پوشيده از برف البرز واقع در شمال تهران، در آفتاب زمستانی روشن چهارشنبه تلألو ‏ديگری داشتند، دليل آن خوب بود‏. زيرا بامداد بعد از دستگيری عبدالملک ريگی، رهبر ۳۱ ساله گروه تروريستی ‏مخوف جندالله- که پايگاه آن در پاکستان است- طی يک عمليات خيره کننده از طرف اطلاعات ايران بود.‏

مؤسسه سينمايی سوره و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران هم‌اکنون در نظر دارند در باره دستگيری ‏ريگی، رهبر جندالله (سربازان خدا)، که يک گروه ياغی سنی است که عمدتاً در جنوب شرق ايران در استان ‏سيستان و بلوچستان عليه رژيم شيعه فعاليت می‌کند، فيلمی بسازند.‏

عمليات تمام عناصر يک فيلم مهيج را داشت. براساس جزييات موجود، اطلاعات ايران، که ماه‌ها ريگی را ‏تحت نظر داشت، او را از هواپيمايی که از امارات متحده عربی به قرقيزستان می‌رفت، بيرون کشيد. هواپيما ‏مجبور به فرود در بندرعباس، در جنوب ايران، شد و در آنجا ريگی و يک هم‌دست او مجبور به خروج از ‏هواپيما شدند.‏

دستگيری ريگی اما تأثيرات گسترده‌ای دارد که از ماجرای يک داستان هيجان‌انگيز فرارتر می‌رود. اولاً، مردم ‏ايران از عمليات اطلاعاتی شگفت‌زده شدند و اين در مقطع حياتی که غرب ايران را به بهانه برنامه اتمی ‏محاصره کرده است و طبقه سياسی در تهران بيش از هر زمان ديگری در سه دهه جمهوری اسلامی ‏دوقطبی شده است، باعث بالا رفتن روحيه‌ها می‌شود.‏

عجب اين‌که، عملکرد ايرانی‌ها در تقابل کامل با پی‌آمدهای منفی عمليات اطلاعاتی اسرائيل در دوبی در ‏امارات متحده عربی قرار دارد که طی آن اسرائيل محمود المبحوح يکی از رهبران برجسته حماس را در روز ‏‏۱٩ ژانويه ترور کرد. (نگاه کنيد به «ضربه دوبی ضعف حماس را علنی کرد»، تايمز آسيا، ۲۳ فوريه). مصطفی ‏محمد نجار، وزير کشور ايران اين را، وقتی که گفت: «اين عمليات از طرف نيروهای امنيتی جمهوری ‏اسلامی نشان می‌دهد که اطلاعات و امنيت کشور دست بالا را در منطقه دارد»، روشن ساخت.‏‎

بدون ترديد، مردم ايران، بدون توجه به گرايشات سياسی  جناح‌های مختلف در مقطع کنونی نسبت به ‏نظام حاکم، خود را با اين روحيه اعتماد به نفس تعريف خواهند کرد.‏‎

به نوبه خود، اين برای رويارويی ايالات متحده- ايران پی‌آمدهايی خواهد داشت. اما اين فقط يک جنبه است. ‏واقعيت اين است که تهران در يک مقطع حياتی واشنگتن را در وضعيت دفاعی قرار داده است. ريگی حتماً ‏اسرار را فاش خواهد کرد- او ممکن است تاکنون چنين کرده باشد- و در باره فعاليت‌های مخفی نيروهای ‏آمريکايی مستقر در افغانستان برای خرابکاری در ايران از طريق پناه دادن به جندالله که تصادفاً معروف به ‏داشتن پيوندها با القاعده است، اطلاعات زيادی رو خواهد شد.‏‎

ريگی ظاهراً درست يک روز قبل از سفر به امارات متحده عربی با سرپرست‌های آمريکايی خود در يک پايگاه ‏آمريکايی ملاقات داشته است. به نظر می‌رسد او با يک گذرنامه تقلبی افغانی که از طرف آمريکايی‌ها تهيه ‏شده بود، سفر می‌کرده است. جزييات بسيار خجالت‌آور زيادی تاکنون رو شده که از طرف به اصطلاح ‏‏«خيابان عرب» با اشتياق دهن به دهن خواهد گشت و کل موضع آمريکا در باره اوضاع مربوط به ايران را ‏تضغيف خواهد کرد.‏

دوگويی آمريکا پيرامون تروريسم تماماً هويدا است. پرسش بزرگ اين است که آيا پاکستان نقش کمک ‏کننده‌ای در دستگيری ريگی بازی کرده است. مقامات ايرانی صريحاً تأکيد می‌کنند که دستگيری ريگی، ‏شامل «مديريت، عمليات و نقشۀ» آن تماماً از طرف آژانس‌های ايرانی «انجام شد» و اعتبار آن «صرفاً به ‏نيروهای امنيتی و ضربتی کشور» تعلق دارد.‏

حجت‌الاسلام حيدر مصلحی، وزير اطلاعات ايران، که يک روحانی متنفذ نيز هست، قاطعانه گفته است که ‏‏«هيچ کشور ديگری در موفقيت سهمی نداشته است.»‏‎

اما زبان فارسی زبانی شديداً ظريف است. آنچه مهم است اين است که مقامات ايرانی بدون ترديد انگشت ‏را به سوی ايالات متحده، به عنوان مربی ارشد ريگی، نشان کردند. کم‌ترين اشاره مستقيم يا ضمنی به ‏پاکستان که بتواند انتقادی يا غيردوستانه تلقی شود، نشده است. اين را بايد در نظر گرفت، زيرا مقامات ‏ايرانی در ماه‌های اخير علناً در مناسبت‌های مختلف تألم خود را از درگير بودن اطلاعات پاکستان با ريگی به ‏اين يا آن طريق، و اين‌که اسلام‌آباد در اثبات اين ادعا که يک همسايه شفيق است ولی به اندازه کافی ‏عمل نمی‌کند، ابراز نمودند.‏‎

تهران در پی حمله مرگبار در منطقه سيستان و بلوچستان در اکتبر، که به کشته شدن ۴۲ نفر، از آنجمله ‏چند فرمانده نظامی ارشد ايران انجاميد، به کرّات اطلاعات را منتقل کرد و اسلام‌آباد را به استرداد ريگی ‏تشويق نمود.‏‎

در مقابل، به نظر می‌رسد اسلام‌آباد به طور سربسته همکاری با تهران را برای دستگيری ريگی پذيرفته ‏است. محمد بخش عباسی، سفير پاکستان در تهران، گام غيرعادی «تأکيد بر حمايت اسلام‌آباد» از ‏دستگيری ريگی را برداشت. عباسی يک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد تا تأکيد کند که: «دستگيری ريگی ‏نشان داد که برای دشمنان ايران جايی در پاکستان وجود ندارد.» به زبان ديپلماتيک، عباسی مدعی ‏سهمی از اعتباری بود که تهران منحصراً برای خود می‌خواست. اما مصلحی، صاف و پوست کننده هر نقش ‏پاکستان را رد کرد.‏‎

اگر پاکستان در دستگيری ريگی نقشی بازی کرده باشد، برای امنيت منطقه پی‌آمدهای عميقی خواهد ‏داشت. مطمئناً، اسلام‌آباد انتظار «حسن نيت» متقابل ايران را در مواردی، مانند در نظر گرفتن منافع ‏پاکستان در افغانستان، خواهد داشت. از طرف ديگر، مقامات ايرانی اين را روشن کرده اند که تهران وامدار ‏هيچ‌کس، منجمله پاکستان، نيست.‏

تهران عميقاً نسبت به استراتژی ايالات متحده در افغانستان و نقش پاکستان در آن نگران است. در ارزيابی ‏تهران، استراتژی ايالات متحده هدف تحکيم حضور بلندمدت ناتو در افغانستان و آسيای مرکزی را دنبال ‏می‌کند. همان‌طور، روابط رشديابندۀ پاکستان با ناتو به عنوان «ستون» ناتو در جنوب آسيا از ديد ايران پنهان ‏نمانده است. انکار نمی‌شود که روابط ناتو- پاکستان به سرعت ماهيت استراتژيک به خود می‌گيرد و از ‏الزامات آنی همکاری عملی در افغانستان فراتر رفته اند.‏‎

تهران به همان اندازه نسبت به استراتژی درازمدت ايالات متحده برای مبدل شدن به «داور» يا حَکَم امنيت ‏آسيا، با شرکت قدرت‌های اصلی همسايه افغانستان- ايران، هند، روسيه و چين- از طريق بهره‌برداری از ‏تضادهای موجود در منطقه، نگران است.‏‎

در نتيجه، تهران يک سياست دوسويه را پيرامون محور جندالله- پاکستان دنبال خواهد کرد. از يک طرف، مايل ‏خواهد بود پاکستان را در تمام سطوح موجود به همکاری در سرکوب فعاليت‌های عناصر تروريستی که از ‏خاک پاکستان عمل می‌کنند، متقاعد نمايد. اما، تهران آنقدر ساده‌لوح نيست که تصور کند تروريست‌های ‏جندالله «بازيگران غيردولتی» مستقر در پاکستان و افغانستان هستند که دستگاه امنيتی اسلام‌آباد هيچ ‏کنترلی بر آن‌ها ندارد.‏

تهران ترجيح خواهد داد اين جنبه حساس را برجسته نکند و در عوض اطلاعات و ارتش پاکستان را به ‏همکاری در مقابله با تروريسمی که از خاک پاکستان ايران را هدف گرفته است، متقاعد و راضی خواهد ‏کرد.‏

جريان ريگی پيچيدگی روابط ايران- پاکستان را در مبارزه عليه تروريسم نشان می‌دهد. حرف آخر اين است ‏که منافع ايران در افغانستان به مراتب بنيادی‌تر از آن است که تحت هر شرايطی بر سر آن‌ها معامله شود.‏‎

http://www.atimes.com/atimes/Middle_East/LB26Ak01.html

نگاه کنيد به «حمله آمريکا به ايران از طريق گروه تروريستی جندالله»:‏
http://www.edalat.org/sys/content/view/3803/47/

 

 
< قبل   بعد >
همبســتگی با فلسطیــــن
همبســتگی با فلسطیــــن
انتشارات عدالت
ورودی کاربران






ثبت نام در سیستم کاربری امکان درج واکنش شما نسبت به مطالب تارنگاشت عدالت را فراهم میکند.
کارتهای دیجیتال عدالت
مطالب دریافتی
مطا لب برگزیده

 

  •  عدالت اجتماعی بخشی جدايی ناپذير از حقوق بشر است!

  • سياست تعديل اقتصادی مغاير منافع زحمتکشان و امنيت ملی است!

  • آزادی زندانيان سياسی؛  آزادی احزاب سياسی، سنديکاهای کارگری و سازمان های صنفی و توده ای!

 

© 2002-2007 تارنگاشت عدالت