Site name  
 
 
 
مطا لب تحریریه
اخیرا منتشر شد
«توفان» در شوره‌زار
S o l i d n e t . o r g
Solidnet.org
باز انتشار
حزب را نجات دهيد! چاپ پست الكترونيكي
 ۱۷ بهمن ۱۳۸۸

بر سر سنت مبارزه طبقاتی، ضدانحصاری، ضدامپرياليستی، استقلال سياسی، همبستگی انترناسيوناليستی و ‏در واقع بر سر مارکسيسم- لنينيسم چه آمده است؟ خطی که از کنگره پيش دنبال می‌شود، روابط ما با جنبش ‏جهانی کمونيستی را تضعيف کرده است. تقصير کاملاً متوجه خط سياسی و ايدئولوژيک عمومی حزب است، و ‏نه آنطور که برخی‌های می‌گويند، رخوت اعضاء. ما تغيير می‌خواهيم. ما خواهان احيای سازمانی يک حزب ‏کمونيست رزمنده هستيم که مبارزه را رهبری کند.‏


تارنگاشت عدالت

 

منبع: مسايل بين‌الملل
نويسندگان: دين کريست، کوين کايل، و جوآن فيليپس
برگردان: ع. سهند

توضيح مترجم: مطلب زير بخشی از مباحث قبل از کنگره حزب کمونيست ايالات متحده است که در روز ۳۰ ‏ژانويه در سايت «مسايل بين‌الملل»، نشريه تئوريک آن حزب منتشر شده است. خاطرنشان می‌شود:
‏● خطی که درصدد است تربچه را به جای گل سرخ بگذارد، منحصر به جنبش کارگری ايران نيست.
‏● رشد انحرافات نظری در حزب طبقه کارگر ايران را نمی‌توان به وجود استبداد در جامعه و عدم وجود شرايط آزاد ‏برای فعاليت سياسی نسبت داد. در ايالات متحده هم، که برای برخی‌ها مهد آزادی است، حزب کمونيست آن از ‏ويروس اپورتونيسم و انحلال‌طلبی در امان نمانده است.
‏● اين استدلال که «فلانی خودش آدم خوبی است، دور و بری‌هاش بد هستند» شايد در باره «آريامهر»‌ها قابل ‏استفاده باشد، اما «رهبری علمی جنبش و جامعه» بر فرهنگی متفاوت با فرهنگ پدرشاهانه استوار است. برای ‏آگاهی از اين فرهنگ نگاه کنيد به «شمه‌ای در بارۀ رهبری- سازماندهی و مبارزۀ اجتماعی»
http://www.edalat.org/sys/content/view/1504/47/
‏● در کنار نويسندگان اين مطلب و هم‌فکران و هم‌رزمان آن‌ها در حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا، حتماً افراد ‏ديگری هستند که طور ديگری می‌انديشند و عمل می‌کنند، در غير اين صورت مقوله مبارزه درون حزبی برای دفع ‏انحرافات وجود نمی‌داشت. مهم فرهنگ و اخلاق کار گروهی طرفين اين مبارزه است. در اينجاست که فرهنگ ‏عمومی جامعه نقش مهمی بازی می‌کند. طبيعتاً در جامعه‌ای که هر توليدکننده کوچک آن بالقوه يک سرمايه‌دار ‏کمپرادور و هر ناراضی آن بالقوه يک ديکتاتور است، مبارزه درون حزبی هم، تحت تأثير فرهنگ عمومی جامعه واقع ‏می‌شود. تجربه اين را نشان داده است. به قول بوالفتح بستی: 
ان العقول لها موازين بها  
‏                                                            تلقی رشاد الامر و هی تجارب
‏(همانا خرد‌ها را ميزان‌هايی است که بدان درستی هر کار را باز می‌يابی و آن معيارها آزمايشهاست)‏
‏ ‏
***‏
حزب را نجات دهيد!‏
‏ ‏
ما فکر می‌کنيم کنگره حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا، که چندين بار به عقب افتاده است، بايد هر چه زودتر ‏تشکيل شود. ما معتقديم که حزب به طرق خيلی زيادی در مسير غلط حرکت می‌کند.‏
بر سر سنت مبارزه طبقاتی، ضدانحصاری، ضدامپرياليستی، استقلال سياسی، همبستگی انترناسيوناليستی و ‏در واقع بر سر مارکسيسم- لنينيسم چه آمده است؟

به جای ساختن حزب، رهبران بالای کنونی (بدون در نظر گرفتن اين‌که راجع به کاری که انجام می‌دهند چه فکر ‏می‌کنند و چه ادعايی دارند) ذره ذره حزب را متلاشی می‌کنند: لغو نسخه‌های چاپی «جهان هفتگی مردم» و ‏‏«مسايل سياسی»، بخشيدن «مرکز مرجع برای مطالعات مارکسيستی» بستن کتابفروشی‌ها، حذف «بخش ‏تشکيلات» ملی و چندين کلوپ در نيويورک، و کاهش بودجه «ليگ جوانان کمونيست» به جای اولويت دادن به ‏آن.‏

حرکت ژوئن ۲۰۰٩ برای پايان دادن به انتشار چاپی «دنيای هفتگی مردم» در کل حزب امواج شوک ايجاد کرد. به ‏علاوه، عمل رهبران ارشد با ناديده گرفتن نامه‌های اعتراضی بسياری از افراد، کلوپ‌‌ها، و مناطق در حکم ‏فراکسيون‌گرايی و تجاوز به دمکراسی است، که به خاطر آن بايد پاسخگو باشند. در حالی که برخی مسؤولان ‏ارشد حزب اکنون عليه استفاده از کلمه «لنينيسم» به عنوان واژه‌ای «بيگانه» توصيه می‌کنند، به کار بردن کلمه ‏‏«انحلال‌طلب» از طرف برخی از رفقا ديگر غلوآميز به نظر نمی‌رسد.‏

چگونگی ساختن حزب
گرچه کسانی از ما که مخالف جهت کنونی هستند ممکن است پيرامون راه به جلو اتفاق نظر نداشته باشند، اما ‏بسياری با رئوس کلی زير موافق خواهند بود:

‏● قرار دادن مبارزه طبقاتی در مرکز تفکر و فعاليت‌مان. سازماندهی خشم مردم عليه بسته‌های نجات ‏‏«وال‌استريت» و بيکاری گسترده از طريق خواست ملی کردن و کنترل دمکراتيک بانک‌ها و صنايع اصلی، و از ‏طريق قرار دادن دوباره «ائتلاف ضدانحصاری» در کانون استراتژی انقلابی ما برای رسيدن به سوسياليسم.
‏● ارايه يک برنامه برای مقابله با بحران بر محور اشتغال‌زايی و جلب توجه به مشکلات خاص جوانان، مهاجران و ‏رنگين‌پوست‌ها. فعاليت در صفوف جنبش سنديکايی، ايجاد وحدت، جانبداری و سياست‌های طبقاتی در آن.
‏● سازماندهی بيکاران در يک نيروی سياسی برای مقابله با طبقه حاکم. ما نياز داريم شوراهای بيکاران برای ‏مشاغل با دستمزد کافی برای زندگی مبارزه سياسی کنند.
‏● بازيافتن نقش اول خود در رهبری مخالفت با نژادپرستی، ستم ملی و تمام شکل‌های تبعيض، و به عنوان يک ‏مدافع و سرمشق اتحاد سياه- سفيد. شرايطی که سياهان، [آمريکای] لاتينی‌ها، و ديگر مردم از نظر ملی تحت ‏ستم با آن روبه‌رو هستند، به نحو نامتناسبی بد است و بدتر می‌شود. نماد ناشنوايی رهبری بالا در موضوع ‏ستم ملی برکنار کردن سردبير «دنيای هفتگی مردم» به زبان اسپانيايی بود- که توهين به کارگران لاتينی بود که ‏به ويژه گروه تحت ستم به طور فزاينده مهمی را تشکيل می‌دهند.
‏● ساختن استقلال ايدئولويک و سازمانی. حمايت از دمکرات‌های مترقی موقعی که آن‌ها سمت مردم را ‏می‌گيرند و مخالفت با آن‌ها موقعی که در سمت منابع سرمايه و نظامی قرار دارند. حمايت از مستقل‌های ‏مترقی. معرفی نامزدهای کمونيست در هر جا که ممکن و مناسب است.
‏● مخالفت در اصل با جنگ‌ها در عراق، افغانستان، و پاکستان به عنوان جنگ‌های غارتگرانه و ناعادلانه‌ای که بايد ‏فوراً متوقف شوند. مخالفت با امپرياليسم ايالات متحده در تمام مظاهر آن.
‏● ايجاد جنبش‌های گسترده مردمی با انرژی تازه، شامل جنبش ضدجنگ، جنبش برای برابری زنان و جنبش عليه ‏ستم نژادی و سياسی. بازسازی سازمان‌های چپ مربوط به حزب، از آنجمله در جنبش کارگری.
‏● احيای آموزش مارکسيستی- لنينيستی درون حزبی برای تقويت رشد سياسی اعضاء. ناديده گرفتن آن در ‏سقوط اپورتونيستی رهبری تحت فشار ايدئولوژيک سرمايه انحصاری در ارتباط با بسياری از موضوعات مشهود ‏است.
‏● پيوستن بدون قيد و شرط به نبرد عليه فاجعه قريب‌الوقوع تغييرات اقليمی و پيوند دادن اين به امر مبارزه ‏طبقاتی.
‏● تشديد همبسستگی با کوبايی‌ها، فلسطينی‌ها و ديگر خلق‌هايی که در محاصره امپرياليسم هستند.
‏● کار با ديگر احزاب کمونيست، مانند احزاب کمونيست يونان و پرتغال، که در سال‌های اخير با اپورتونيسم مبارزه ‏کرده اند و همکاری کمونيستی بين‌المللی را ارتقاء داده اند.‏
اکثر ما اذعان می‌نماييم که حزب در دوره اخير، متأسفانه، از اين خواست‌ها بسيار دور افتاده است.

تقصير کاملاً متوجه خط سياسی و ايدئولوژيک عمومی حزب است، و نه آنطور که برخی‌های می‌گويند، رخوت ‏اعضاء. خط سياسی که ما را از دمکرات‌ها غيرقابل تمايز کرده است، عضوگيری را دشوار نموده، روحيه حزب را ‏تضعيف کرده و به بحران مالی مزمن می‌انجامد.‏

تمام کمونيست‌های خوش‌فکر اذعان دارند که، در پاسخ به بزرگ‌ترين بحران سرمايه‌داری طی هفتاد سال، ‏پرزيدنت اوباما برخی بحث‌های پيرامون درمان، اشتغال‌زايی، حقوق کارگران، حمايت از محيط زيست و خلع سلاح ‏اتمی را گشوده است. اين موضوعات در برنامه حزب جمهوری‌‌خواه حتا وجود نداشتند، و ندارند.‏

با اين وجود اين گشايش‌ها نقش دولت در افزايش مرگ و ويرانی در افغانستان، ميلياردها دلاری که به بانک‌های ‏‏«وال‌استريت» و شرکت‌ها ريخته می‌شود، تمديد قانون محاصره کوبای سوسياليستی، يا امتناع از تغيير ‏سياست‌های تفسير و تحديد آزادی‌های مدنی بوش را خنثا نمی‌کند.‏

اين گشايش‌ها اغراق در باره «امکانات» به وجود آمده بعد از رياست جمهوری اوباما را توجيه يا تخيلات در باره ‏‏«جنبش اجتماعی» به رهبری اوباما را حمايت نمی‌کنند.‏

خط حزب، بيش‌تر و بيش‌تر همه چيز را تابع فعاليت انتخاباتی حزب دمکرات می‌کند. خط حزب در درک مرکزيت- و ‏جاذبه و درجه- اين بحران اقتصادی سرمايه‌داری و دشواری‌هايی که بحران بر طبقه کارگر وارد می‌کند، و نيازهای ‏مربوط به يک مقابله جانبدارانه با آن‌ها قاصر است. خط حزب به نحو گسترده‌ای در باره جنبه مترقی اوباما غلو ‏می‌کند و در باره حزب دمکرات به مثابه وسيله‌ای برای تحول اجتماعی توهم می‌پراکند. جنگ عراق شعله‌ور ‏است. رييس‌جمهور به تازگی بزرگ‌ترين بودجه جنگی ۶٨۰ ميليارد دلاری را امضاء کرد- يک وقاحت، و با اين وجود ‏صدای حزب خاموش است.‏

خطی که از کنگره پيش دنبال می‌شود، روابط ما با جنبش جهانی کمونيستی را تضعيف کرده است. بسياری از ‏بيانيه‌های مشترک جنبش جهانی در باره خاورميانه و ديگر مسايل مهم بدون امضای حزب کمونيست ايالات ‏متحده آمريکا هستند. «تحليل» درخشان حزب ما از دولت اوباما از طرف باقی جنبش جهانی کمونيستی که ‏عليه جنايات کنونی امپرياليسم ايالات متحده بسيج شده است، رد می‌شود.‏

برخی از رهبران بالا داروی تکنولوژيک تجويز می‌کنند. اما اتکای بيش از حد بر تکنولوژی، حزبی به وجود آورده ‏است که اعضای آن تنها در مقابل صفحه کامپيوتر می‌نشينند. اينترنت نمی‌تواند جای تماس مستقيم با کارگران ‏از طريق انتشارات چاپی را بگيرد، نمی‌تواند جای مبارزه در خيابان‌ها، کارخانه‌ها و محلات را بگيرد.‏
حزب کمونيست ايالات متحده آمريکا، تاکتيک‌های رزمنده متناسب با شرايط حادی را که اين بحران اقتصادی ايجاد ‏کرده است، دنبال نمی‌کند. در عمل، خط سياسی کنونی درس‌های دهه ۱٩۳۰ و بهترين ميراث‌های حزب ما را- ‏کنگره سازمان‌های صنعتی ‏CIO، و سازماندهی تمام جنبش‌های توده‌ای از ريشه- ناديده می‌گيرد.

انتشارات حزب ما محتوای کارگری خود را از دست داده اند. صفحات آن‌ها را ستايش‌های نابجا از دولت پر ‏می‌کند، و موضوعات واقعاً مهم را ناديده می‌گيرند: موضوعاتی مانند پايان دادن فوری به تجاوزات ايالات متحده در ‏خاورميانه؛ يک برنامه اشتغال‌زايی که کپی برنامه ‏AFL-CIO‏ نباشد، و خواست‌های پيشرويی مانند کاهش هفته-‏کار بدون کاهش دستمزد را مطرح کند؛ برابری برای تمام گروه‌های قومی تحت ستم؛ پايان دادن به محاصره ‏اقتصادی کوبا و آزادی برای پنچ کوبايی؛ و اصلاح نظام درمانی که قابل ذکر باشد.‏

فاصله بين واقعيت و خط سياسی کنونی هيچ‌وقت اين چنين بزرگ نبوده است.‏

ما تغيير می‌خواهيم. ما خواهان احيای سازمانی يک حزب کمونيست رزمنده هستيم که مبارزه را رهبری کند.‏
بياييد بحث‌های پيش از کنگره را هر چه پُربارتر کنيم.‏
 
< قبل   بعد >
همبســتگی با فلسطیــــن
همبســتگی با فلسطیــــن
انتشارات عدالت
ورودی کاربران






ثبت نام در سیستم کاربری امکان درج واکنش شما نسبت به مطالب تارنگاشت عدالت را فراهم میکند.
کارتهای دیجیتال عدالت
مطالب دریافتی
مطا لب برگزیده

 

  •  عدالت اجتماعی بخشی جدايی ناپذير از حقوق بشر است!

  • سياست تعديل اقتصادی مغاير منافع زحمتکشان و امنيت ملی است!

  • آزادی زندانيان سياسی؛  آزادی احزاب سياسی، سنديکاهای کارگری و سازمان های صنفی و توده ای!

 

© 2002-2007 تارنگاشت عدالت