|
دنیای اقتصاد: از یک سو باید برای آحاد جامعه ثابت شود که او خیرخواه آنها است و از سوی دیگر باید بدانند که وی عاقلانه رفتار کرده و بهترین گزینهها و راهحلها را برای مشکلات جمعی آنها پیدا ميکند. رفتار عاقلانه در سطح کلان به معنی استفاده حداکثری از پتانسیل علميو کارشناسی جامعه است. هرچه رهبران سیاسی توجه بیشتری به توان کارشناسی کشور داشته باشند، معنای آن این است که در حل مشکلات جمعی خود از عقلانیت بیشتری استفاده خواهد شد. روشن است که کاندیدایی برای جامعه بهتر است که بهتر بتواند نقش هماهنگی مذکور را ایفا کرده و دو مشخصه خیرخواهی و عقلانیت را بیشتر واجد باشد. سرمایه: «اما نکته ای که نباید فراموش کرد وضعیت بورس پس از انتخابات در صورت پیروزی آقای احمدی نژاد است. از یک سو رفتار سرمایه گذارانی است که با امید به پیروزی موسوی بر احمدی نژاد به خرید سهام در چند هفته اخیر اقدام کرده اند و احتمالاً در صورت پیروزی احمدی نژاد فشار عرضه و خروج از بازار را توسط این گروه از سرمایه گذاران که ظاهراً تعدادشان هم کم نیست شاهد خواهیم بود
دنیای اقتصاد علی سرزعیم معيار انتخاب این روزها به دلیل نزدیکی به روز رایگیری، این سوال برای آحاد جامعه مطرح است که به چه کسی رای دهند. پاسخ به این سوال منوط به این است که بدانیم که چه ملاکهایی برای رای دادن باید در نظر گرفته شود. برای این مقصود باید نخست بدانیم که ...
... نقش سیاستمداران در اداره جامعه چیست و بر اساس آن بتوان کاندیدایی را که بهتر با این ملاکها سازگار است، انتخاب كرد. برای تبیین این مساله از یک مثال متعارف و آشنا برای خوانندگان استفاده ميکنیم. فرض کنید که ناگهان برق یک منطقه برود و چراغهای راهنمایی رانندگی از کار بیافتد. همه تجربه کردهایم که در این مواقع چه معضل و گره کوری ازترافیک در چهارراهها به وجود ميآید. در این مواقع به دلیل نبود چراغ راهنما، هر کس تلاش ميکند، خود سریعتر از دیگری چهارراه را رد کند و نتیجه این ميشود کهترافیک به شکل پیچیدهای گره ميخورد. همه در این مواقع ميدانند که اگر مصلحت جمعی رعایت شود و اولویت و حق تقدمها رعایت گردد، برای همه بهتر است و خودشان نیز زودتر به مقصد ميرسند. اما از آنجا که این اطمینان را ندارند که دیگری این ملاحظه را رعایت کند، همه رفتار فرصتطلبانه را پیشه ميکنند و بدون ملاحظه حقتقدمها و مصلحتها وارد گرهترافیک شده و مشکل را وخیمتر ميکنند. در چنین مواقعی با رسیدن یک افسر پلیس به تدریج مشکل حل ميشود. نکته مهم این است که چگونگی حل این مشکل را بازبینی کنیم. در این مواقع کاری که پلیس ميکند، این است که با توجه به شکل گرهترافیکی، بهترین راهحل مشکل را پیدا کرده و خودروها را ملزم ميکند تا این راهحل را به اجرا در آورند. در این مواقع خودروها از راهحل پیشنهادی وی به دو دلیل تبعیت ميکنند. از یک سو ميدانند که پلیس دارای قدرت تنبیه کسانی است که از راهحل وی تبعیت نکنند ولی مساله تنها این نیست بلکه عموم رانندگان ميدانند که مصلحت خود آنها در گرو تبعیت از دستور پلیس است.
پیش فرضی که در این تبعیت داوطلبانه وجود دارد، این است که پلیس مذکور اولا خیرخواه همه است و ميخواهد که مشکل همه رانندگان حل شود و نسبت بهحل مشکل یک بخش خاص از رانندگان سوگیری و جهتگیری ندارد. ثانیا آنقدر عاقل است که بهترین راهحل را انتخاب ميکند و راهی را بر نميگزیند که مشکل را وخیمتر سازد. وضعیت جامعه نیز همانند رانندگانی است که در چهارراه بدون چراغ راهنما قرار دارند. اگرچه رویههای اداری همانند تعیین حق تقدمها در رانندگی تا حدودی تبیینکننده است، اما اجرا و الزام آنها منوط به وجود مدیران است. همه کارمندان و دستگاه بوروکراسی دولت ميتوانند وظایف خود را با دقت یا بدون دقت و سرسری انجام دهند. همه ميتوانند تعهد کاری داشته باشند یا کار خود را سمبل کنند. همه ميتوانند خدمت با کیفیت یا بدون کیفیت ارائه کنند. اگر هر کس با خود بیاندیشد که اگر وی درست کار کند چه فایدهای خواهد داشت، وقتی که دیگران تعهدی به انجام درست وظایف نخواهند داشت، در این صورت او نیز به این نتیجه ميرسد که تعهد کاری نداشته و خدمت با کیفیت عرضه نکند و وقتی همه همین استدلال را با خود انجام دهند، نتیجه این ميشود که همهترجیح ميدهند که در اجرای وظایف لاابالی شوند و کار خود را سمبل کرده و خدمت بی کیفیت ارائه کنند. پیامد مستقیم این وضعیت قرار گرفتن جامعه در یک تعادل بد است. تعادلی که همه اگرچه ميدانند که خوب کار کردن بهتر است و همه ميتوانند بهتر کار کنند، اما همه ترجیح ميدهند که بد کار کنند، کما اینکه در مثال فوق رانندگان اگرچه ميدانند رعایت حقتقدمها به نفع همه است، اما همه بنا به استدلالی که با خود ميکنند، راهحل بد یعنی نادیده گرفتن حق تقدم را انتخاب ميکنند. رهبران سیاسی این کارکرد را دارند که ميتوانند به جامعه القا کنند که همه گزینه بهتر را به جای گزینه بدتر انتخاب کنند. اگر رهبران سیاسی در انتخاب وزرا و مسوولین دستگاههای دولتی با دقت و حساسیت عمل کنند و طوری عمل کنند که گویی با جدیت دنبال اجرای وظایف هستند، وزرا نیز همین احساس را به معاونین خود القا ميکنند و این زنجیره تا آخر ادامه پیدا ميکند. رفتارهای سمبلیک رهبران سیاسی این پیام را به جامعه منتقل ميکند که از میان گزینه رفتار بد و خوب، با کیفیت یا بدون کیفیت، با حساسیت یا سمبلکردن، کدام گزینه را انتخاب کنند. به عبارت دیگر رهبران سیاسی ميتوانند نقش هماهنگی (coordination) را در جامعه اجرا کنند. برای درک مساله کافی است که به این مثال توجه کنیم. فرض کنید کسی بگوید هر کس باید میان عدم سرمایهگذاری در یک پروژه یا سرمایهگذاری به میزان 10میلیون تومان دست به انتخاب زند. اگر بیش از 90درصد جامعه حاضر به سرمایهگذاری شوند، هر کس سودی معادل 5میلیون تومان نصیبش خواهد شد، اما اگر افرادی که حاضر به سرمایهگذاری ميشوند کمتر از 90درصد جامعه باشد، نه تنها سودی حاصل نخواهد شد، بلکه این 10میلیون تومانها نیز از دست خواهد رفت.
معمولا وقتی این بازی در جمعهای مختلف به اجرا در ميآید، نتیجه این ميشود که اکثرا حاضر به سرمایهگذاری نميشوند، چون هر کس گمان ميکند که دیگری سرمایهگذاری نخواهد کرد، در حالی که منفعت همه در انجام این سرمایهگذاری مشترک است. لذا نتیجه نامطلوب که عدم سرمایهگذاری و از دست رفتن این فرصت کسب سود است، حاصل ميگردد. حال اگر کسی در میان جمع پیدا شود و آنها را ترغیب کند که از این فرصت سود آوردن استفاده کرده و اعتماد آنها را جلب کند، بیش از 90درصد حاضر به سرمایهگذاری شده و آنها از این فرصت بهرهمند ميشوند. این مثال به خوبی نشان ميدهد که رهبران سیاسی چگونه ميتوانند نقش ایجاد هماهنگی (coordination) را میان آحاد جامعه ایفا کنند و جامعه را از یک تعادل بد به یک تعادل خوب سوق دهند.
رهبران سیاسی برای اینکه بتوانند نقش مذکور را ایفا کنند، باید دارای دو ویژگی باشند. از یک سو باید برای آحاد جامعه ثابت شود که او خیرخواه آنها است و صرفا به دنبال منفعت شخصی خود نیست كه باور به اين ويژگي در گروي عدم انحراف از مسير صداقت است. از سوی دیگر باید بدانند که وی عاقلانه رفتار کرده و بهترین گزینهها و راهحلها را برای مشکلات جمعی آنها پیدا ميکند. رفتار عاقلانه در سطح کلان به معنی استفاده حداکثری از پتانسیل علميو کارشناسی جامعه است. هرچه رهبران سیاسی توجه بیشتری به توان کارشناسی کشور داشته باشند، معنای آن این است که در حل مشکلات جمعی خود از عقلانیت بیشتری استفاده خواهد شد.
حال در زمان نزدیکی به انتخابات جامعه ما با انتخاب کاندیدای خود ميتواند میان انتخاب تعادل خوب و تعادل بد دست به گزینش زند. روشن است که کاندیدایی برای جامعه بهتر است که بهتر بتواند نقش هماهنگی مذکور را ایفا کرده و دو مشخصه خیرخواهی و عقلانیت را بیشتر واجد باشد.
*** سرمایه
تقابل کارنامه ضعیف احمدی نژاد با حمایت از تولید میرحسین، سرنوشت ساز است
بیم و امید بورسی ها در آستانه انتخابات ، آرزو ترکتاز: در حالی که با نزدیک شدن به زمان برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، سرمایه گذاران با ریسک بالا، اقدام به خرید سهام با حجم زیاد می کنند و شاخص بورس با گذشت از مرز 9100 واحد روز گذشته رقم 9123 واحد را تجربه کرد، کارشناسان و تحلیلگران بازار سرمایه رشد شاخص و افزایش حجم و ارزش معاملات را متاثر از شعارها و برنامه های میرحسین موسوی یکی از نامزدهای ریاست جمهوری مبنی بر حمایت از تولیدات داخلی و کنترل واردات می دانند که روند معاملات را در بورس تهران مثبت کرده و سرمایه گذاران با افق روشن تری اقدام به خرید سهم می کنند.
شرکت های تولیدکننده سیمان، شکر، فولاد و.. در پی واردات بی رویه و افت قیمت محصولات با کاهش حاشیه سود هر سهم مواجه شدند و افت قیمت سهام این شرکت ها بد اقبالی بازار به این سهام را در پی داشت. به گفته این کارشناسان، سرمایه گذارانی با امید به پیروزی موسوی به خرید سهام در چند هفته اخیر اقدام کرده اند اما در صورت پیروزی احمدی نژاد خروج از بازار توسط این گروه از سرمایه گذاران را که تعدادشان هم کم نیست شاهد خواهیم بود. تجربه خروج این سرمایه گذاران پس از پیروزی احمدی نژاد در پنجم تیر 84 و پس از ورود وی، نشان داد بورس طی 13 ماه یعنی تا پنجم مرداد 85، افت پرشیبی را به نمایش گذاشت. توجیه این سرمایه گذاران برای خروج از بورس نیز شعارهایی بود که رئیس جمهور درخصوص بورس و قمار بودن آن می داد.
دوراهی انتخاب
مجید اصلی تحلیلگر بازار سرمایه در این خصوص معتقد است: «انتخابات ریاست جمهوری مهم ترین رویداد سیاسی و اقتصادی در سال 88 محسوب می شود و بورس تهران در دو ماه اخیر با استقبال نسبتاً خوبی به پیشواز انتخابات رفته است. اما سوال اینجاست که نقش و تاثیر پیروزی احتمالی هر یک از این چهار کاندیدا بر بورس اوراق بهادار تهران چگونه خواهد بود.»وی افزود: «در شرایط کنونی هیچ نامزدی مانند محمود احمدی نژاد برای سهامداران شناخته شده نیست اگرچه بورس تهران از نخستین روز اعلام نام احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران در پنجم تیرماه 84، افت پرشیبی را طی 14 ماه یعنی تا پنجم مرداد 85 تجربه کرد اما به مرور و با آغاز نیمه دوم دوره اول ریاست جمهوری وی، بورس نیز روزهای به مراتب بهتری را پشت سر گذاشت. افزایش قابل توجه قیمت های جهانی همانگونه که درآمدهای نفتی ایران را بیشتر کرد بازده مناسبی را نیز نصیب سهامداران بورس کرد.»
اصلی خاطرنشان کرد: «از دیگر حرکت های قابل توجه و تاثیرگذار در بورس، فعال شدن خصوصی سازی و آغاز عرضه های اصل 44 در دوران دولت نهم بوده است. سهامداران بورس هم اکنون با جهت گیری کلی و سیاست های اقتصادی آقای احمدی نژاد تا حدود زیادی آشنا هستند. اگرچه وی به عدم ثبات در تصمیم گیری های اقتصادی و نیز تکیه بر نظرات شخصی در سیاست های کلان اقتصادی معروف شده اما به هر حال سرمایه گذاران بورسی با کوتاه کردن دوره های سرمایه گذاری و روی آوردن به سفته بازی و نوسان گیری، خود را با این سیاست ها منطبق کرده اند. اما آشنایی و عادت سرمایه گذاران به شرایط کنونی بورس، برخی سرمایه گذاران را به این نتیجه رسانده که ادامه همین روند در چهار سال آینده نیز ریسک زیادی را متوجه سرمایه گذاران نخواهد کرد. برخی خریداران سهام در یکی، دو ماه اخیر با همین توجیه اقدام به سرمایه گذاری در بورس کرده اند چرا که آنها معتقدند وضعیت بورس هرگز بد تر از شرایط کنونی را تجربه نکرده است.»
وی اضافه کرد: «اما نکته ای که نباید فراموش کرد وضعیت بورس پس از انتخابات در صورت پیروزی آقای احمدی نژاد است. از یک سو رفتار سرمایه گذارانی است که با امید به پیروزی موسوی بر احمدی نژاد به خرید سهام در چند هفته اخیر اقدام کرده اند و احتمالاً در صورت پیروزی احمدی نژاد فشار عرضه و خروج از بازار را توسط این گروه از سرمایه گذاران که ظاهراً تعدادشان هم کم نیست شاهد خواهیم بود.»
این تحلیلگر بازار سرمایه ادامه داد: «اما از دیگرسو، گروهی از سرمایه گذاران نهادی قرار دارند که در دو سال اخیر در نقش حامی اصلی بازار با تزریق نقدینگی از سیاست های دولت در رونق بورس اوراق بهادار و انتقال مالکیت شرکت های اصل 44 از دولت به بخش های شبه حقوقی غیردولتی، پشتیبانی کرده اند و قطعاً پیروزی احمدی نژاد عزم این گروه از سرمایه گذاران را برای تداوم روند حمایتی قبلی جدی تر خواهد کرد.»
مدیر ایران تحلیل تصریح کرد: «برپایه نظرسنجی های غیررسمی کنونی، میرحسین موسوی جدی ترین رقیب احمدی نژاد در انتخابات پیش رو محسوب می شود و از برگ های برنده موسوی، انتقادات فراوانی است که به عملکرد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دولت فعلی دارد.البته جدای از انتقادهای میرحسین به وضع موجود، وی برنامه های اقتصادی مشخصی هم دارد.»
وی اضافه کرد: «میرحسین در مناظره با محسن رضایی اعلام کرد به سازوکارهای اجرای اصل 44 قانون اساسی و واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی با روش مختص به خود معتقد و پایبند است. شاید وی به نوعی خود را متعهد به وضعیت شرکت های پس از واگذاری، تاثیر متقابل میان سرمایه گذاران و دولت از ورود سرمایه گذاران خصوصی به شرکت های دولتی می داند.»
عضو هیات مدیره کارگزاری فارابی گفت: «شرایط کنونی بورس بسیار متفاوت از شرایط بورس قبل از انتخابات سال 84 است. ریسک عدم آشنایی با سیاست های اقتصادی به کمترین میزان خود رسیده، علائم خوبی از پایان دوران رکود اقتصادی در دنیا به چشم می خورد، تغییر لحن گفتار و از همه مهم تر اینکه سرمایه گذاران امروز بورس اوراق بهادار از نظر اطلاعات و تحلیل فرصت ها و شناسایی تهدید ها بسیار بهتر و پخته تر از سال 84 عمل می کنند.»
شرایط برای پرش بورس مهیا است
امیررضا کاهدی کارشناس بازار سرمایه در این خصوص به خبرنگار ما گفت: «در حال حاضر بازار منتظر یک خبر است و رشد فعلی حجم و ارزش معاملات در شرایط فعلی نشان از تاثیر شعارهای موسوی مبنی بر حمایت از تولید و صنایع دارد.» وی افزود: «بحران جهانی از طریق واردات کالاها توسط افرادی که توانایی تولید نداشته و وابستگی قوی به بانک ها داشته اند، به طور جدی وارد ایران شد.» کاهدی اضافه کرد: «این امر موجب شد شرکت های بورسی به شدت از واردات بی رویه محصولات مشابه خود ضربه ببینند و با افت قیمت محصول مواجه شوند چرا که در سایر کشورها در مقابل تقاضای اندک، تولیدات داخلی عرضه می شود اما در ایران و در سال های اخیر تقاضای اندک نیز توسط واردات تامین می شود.» وی در پایان گفت: «در صورت انتخاب موسوی به عنوان رئیس جمهور احتمالی رونق در بورس تهران شدت می گیرد چرا که وضعیت جهانی در دو ماه گذشته مثبت بوده و شرایط برای پرش بورس مهیا است.» |