|
- اما نکته مهم در رويدادهای هفته های اخير موضع گيری دولت آمريکا و تهديدات آن بر ضد ايران است. در اين زمينه توجه به اين نکته ضروری است که در پی فشار کشورهای اروپايی به نظر می رسد که دولت آمريکا در حال بازبينی سياست خود در زمينه حمله نظامی برای «تعويض دولت صدام» است - محافل قدرتمندی در اروپا بر پایه منافع خود در رابطه با منابع انرژی خاورمیانه، بازارهای وسیع این منطقه، و دیگر ملاحظات دقیق سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک، که میتواند در رقابت با ایالات متحده آمریکا شکل گرفته باشد، از اینکه در یک ماجراجویی جدید در خاورمیانه گرفتار شوند، ابا دارند
تارنگاشت عدالت پرده اول: قبل از پرونده اتمی
بازی با آتش: تهديدات دولت بوش و عکسالعمل رژيم ولايت فقيه نامه مردم، دوره هشتم، سال هجدهم، شماره ۶۳۵، ٧ خرداد ۱۳۸۱ کولين پاول، وزير امور خارجه آمريکا، روز سه شنبه 31 ارديبهشت ماه، ايران را به عنوان فعال ترين حامی تروريسم در جهان معرفی کرد. گزارش 193 صفحه يی وزارت خارجه آمريکا به کنگره اين کشور را در باره «مدل های تروريسم در جهان- سال 2001» که 7 کشور جهان و از جمله سودان، ليبی، سوريه، عراق، کره شمالی، کوبا و ايران را برای هشتمين سال متوالی به عنوان کشورهای حامی تروريسم معرفی می کند؛ بايد فصل جديد و خطرناکی در مجموعه سياست های ايالت متحده در رابطه با کشورمان دانست. گزارش وزارت خارجه آمريکا به موازات تائيد کاهش «فعاليت های تروريستی جمهوری اسلامی» ايران در سال های اخير، مهمترين فعاليت جمهوری اسلامی در زمينه دفاع از تروريسم را «تشديد حمايت» ايران از «حزب الله لبنان و گروه های خشن فلسطينی» اعلام کرده است. موضع گيری دولت آمريکا، در پی ديدار پنهانی برادر رفسنچانی با مقامات آمريکايی و عکس العمل سران رژيم در روزهای اخير در مجموع موقعيت به شدت متشنج و بحرانی را در منطقه ايجاد کرده است. در روزهای اخير همچنين روشن شده است که دولت بوش، روسيه و کشورهای اروپايی را برای کاهش سطح همکاری های خود با ايران زير فشار قرار داده است. در مقابل اين تهديدات، که می تواند در صورت افزايش تشنج تا حد درگيری های نظامی نيز پيش برود، سران رژيم ولايت فقيه تحت لوای شعارهای دهان پرکن مخالفت با آمريکا، سعی دارند با حفظ تشنج در فضای سياسی کشور و متهم کردن مخالفان خود به همکاری با آمريکا، عملاً شرايط را به نفع تثبيت و ادامه حيات رژيم تغيير دهند. سخنان توهين آميز و شديدالحن سيد علی خامنه ای، در نماز جمعه تهران، در کنار موضع گيری های رفسنجانی، و سپس اعلاميه بی سابقه عليزاده، رئيس دادگستری تهران، و تهديد روزنامه ها و نيروهای سياسی و قدغن کردن موضع گيری در مورد رابطه با آمريکا، بی شک بخشی از تهاجم جدد تاريک انديشان حاکم برای سرکوب هر گونه صدای مخالفی به بهانه حفظ «منافع ملی» و در واقع به منظور حفظ پايه های لرزان رژيم ولايت فقيه به هر بهايی است. بی شک موضع گيری های تحريک کننده و مداخله گرانه دولت آمريکا در انتها تنها به نفع مرتجع ترين نيروها در درون حاکميت جمهوری اسلامی تمام خواهد شد و بهانه يی است در دست تاريک انديشان حاکم برای تشديد جو سرکوب و خفقان. مردم ما به خوبی می دانند که مساله رابطه با آمريکا در طول سال های اخير همواره به عنوان بهانه يی برای ترور فکری و فيزيکی مخالفان به کار گرفته شده است. در حالی که سران رژيم، از جمله رفسنجانی و شرکا با تاييد ولی فقيه از طريق مستقيم و غير مستقيم با آمريکا و فرستادگان آن در ارتباط بوده اند، دگرانديشان و مخالفان رژيم به بهانه «وابستگی» و «همفکری» با آمريکا به زندان، شکنجه و ترور فکری و فيزيکی تهديد شده اند. رسوايی «ايران گيت» و برقراری روابط پنهانی با دولت آمريکا، از طريق فرستاده دولت آمريکا، به نام سرهنگ نورث، در زمان حيات خمينی، و همچنين خريد اسلحه از دولت اسراييل، ميزان پايبندی حضرات به شعارهای «ضد آمريکايی» را نشان می دهد. طرح شعار «منافع ملی» از سوی رهبرانی که در طول سالهای اخير به دفعات منافع ملی ما را فدای منافع گروهی خود کرده اند ترفندی است که هيچ نيروی آگاه و مردمی گول آن را نخواهد خورد. موضوع در اين زمينه روشن تر از آن است که نيازمند تئوری بافی های گوناگون باشد. ايران می تواند به عنوان يک کشور مستقل و آزاد با هر کشور ديگری در دنيا رابطه برقرار کند و اين مساله نيازی به پنهان کاری و مانورهای مخفيانه ندارد. اين مساله نيز روشن است که مسايل مورد اختلاف ميان کشورها قاعدتاً بايد از طريق مذاکره و گفت و گو حل و فصل شود. اما نکته مهم در رويدادهای هفته های اخير موضع گيری دولت آمريکا و تهديدات آن بر ضد ايران است. در اين زمينه توجه به اين نکته ضروری است که در پی فشار کشورهای اروپايی به نظر می رسد که دولت آمريکا در حال بازبينی سياست خود در زمينه حمله نظامی برای «تعويض دولت صدام» است. انگشت گذاشتن بر جمهوری اسلامی، به نظر اکثر ناظران سياسی منطقه همچنين ارتباط مستقيم با سياست های اسراييل و فشار اين کشور بر دولت آمريکا برای اتخاذ سياست های قاطع جهت «خشکاندن ريشه های تروريسم» در منطقه دارد. بی شک موضع گيری غير مسئولانه و مخرب آمريکا در مورد ايران و تحولات منطقه در تضاد آشکار با منافع مردم ميهن ما و نيروهای مترقی منطقه قرار دارد و از اين رو شديداً محکوم است. به تشنج کشيدن منطقه و تهديد کشور ما بازی با آتش است که می تواند همه منطقه و کشورهای اطراف ايران را درگير برخوردهای نظامی فاجعه بار سازد. مخالفت با اين سياست ها و در عژن حل مقابله با سياست های غير مسئولانه و ارتجاعی سران رژيم که مترصدند از اين نمد کلاهی برای خود بسازند بايد با دقت و هماهنگی از سوی نيروهای مترقی و علاقمند به منافع ملی ميهن ما دنبال کردد. فاجعه جنگ ايران و عراق و در پی آن تهاجم وسيع نظامی امپرياليسم به خليج فارس، بر ضد عراق، و در سال گذشته حوادث افغانستان، و آنچه ما امروز در مرزهای هند و پاکستان شاهد آن هستيم نشان می دهد که تشنج و درگيری های نظامی تنها به نفع ارتجاع و امپرياليسم تمام می شود و با منافع ملی و مردمی خلق های منطقه در تضاد است. امروز مبارزه برای صلح و تشنج زدايی عرصه مهمی از نبرد در راه تحقق خواست خلق های در بند منطقه و جهان است و بايد با تمام توان در راه بسيج نيروهای مردمی در اين راه کوشيد. تهديدات وزارت امور خارجه آمريکا بر ضد کشور ما امری جدی و مهم است. راه مقابله با اين تهديدات تشنج و درگيری و تهديد متقابل نيست، بلکه تنها با پيش گرفتن سياستی متين، مدبرانه، با تکيه بر اصل دفاع از منافع ملی، و با بسيج توده ای و تاثير بر افکتر عمومی منطقه و جهان است که می توان از ماجراجويی های خطرناک در منطقه جلوگيری کرد. *** پرده دوم: بعد از پرونده اتمی
بازی با آتش نامه مردم، دوره هشتم، سال بيست و دوم، شماره ٧۹٣، اول تيره ماه ۱٣۸٧
نشریه نیویورک تایمز روز جمعه 31 خرداد ماه (20 ژوئن) خبر مانور هوائی گسترده دولت اسرائیل را بر فراز مدیترانه شرقی و به منظور تمرین سوختگیری و بمباران اهداف دور دست، منتشر کرد. به گزارش این روزنامه هدف اصلی این عملیات تمرین برای بمباران تاسیسات هسته ای ایران بوده است. دیگر رسانههای گروهی آمریکا و اروپا نیز در گزارشهای روزهای اخیر خود با تأیید خبر این مانور، که با هماهنگی ناوگان دریایی دولت آمریکا در منطقه صورت گرفته است، به بررسی ابعاد گوناگون سیاست دولت اسرائیل در مقابله با سیاستهای هسته ای ایران و عواقب آن پرداختند. در کنار خبر این مانور گسترده نظامی که با شرکت 100 جنگنده اسرائیلی صورت گرفت اظهارات هفتههای اخیر ”شائول موفاز“، معاون نخست وزیر، و وزیر دفاع پیشین اسرائیل درباره چگونگی برخورد با ”خطر برنامه هسته ای ایران“ نیز قابل تأمل است. ”موفاز“ در مصاحبه مطبوعاتی که با عکس العملل گسترده و شدیداً منفی محافل دیپلماتیک رو به رو شد از جمله گفت: ”برای متوقف کردن برنامههای اتمی ایران، راهی جز حمله نظامی به این کشور باقی نمانده است.“ روشن است که تهاجم نظامی به ایران، با هر هدف، و با هر بهانه ای نه تنها بر ضد صلح و مصالح عاجل و دوردست مردم ایران و منطقه خاورمیانه است، بلکه میتواند اثرات وخامت باری برای کل منطقه و کشاندن آن به سمت درگیریهای فاجعه بار نظامی جدید و گسترده یی به همراه داشته باشد. محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، در عکس العمل درست و حساب شده ای به این اخبار نگران کننده اعلام کرد: ”به عقیده من حمله نظامی از هر کار دیگری بدتر است و این منطقه را به آتش خواهد کشید... اگر به ایران حمله نظامی شود باعث خواهد شد من نتوانم به کارم ادامه دهم.“ سخنگوی دولت روسیه نیز اعلام کرد که: ”تهدید به اتخاذ زور بر ضد ایران و یا تلاش برای تشدید تحریمها خارج از چارچوب مصوبات شورای امنیت سازمان ملل میتواند مذاکرات حساس با ایران را دچار مشکل کند.“ دبیر کل سازمان ملل، ”یان کی مون“، نیز اعلام کرد: “ما تلاش داریم بتوانیم پرونده هسته ای ایران را از راه مسالمت آمیز و گفت و گو و به دور از سخنان تحریک آمیز حل و فصل بکنیم.“ مسئله تشنج و خطر درگیریهای جدید نظامی در منطقه خاورمیانه و تهدیدات کشورهای امپریالیستی و دولت اسرائیل برای حمله نظامی به ایران موضوعی است که در ماههای اخیر، و خصوصاً با نزدیک شدن دولت بوش به انتهای دوران ریاست جمهوری اش، مورد بحث و بررسی جدی دولتهای اروپایی و همچنین نامزدهای ریاست جمهوری آینده آمریکا بوده است. حزب توده ایران در پی روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و تشدید تشنج سیاسی در منطقه، خصوصاً درباره برنامه هسته ای ایران، همواره ضمن محکوم کردن سیاستهای نابخردانه، که اگر چه زیر پوشش شعارهای تند و تیز ارائه میگردد، در انتها تنها آب به آسیاب سیاستهای امپریالیسم آمریکا در منطقه میریزد، همواره بر حل اختلافات از طریق صلح آمیز تأکید کرده است. ما در عین حال بار دیگر تأکید میکنیم که حق مسلم ایران و دیگر کشورهای منطقه در بهره وری صلح آمیز از انرژی هسته ای، نیازمند تأیید این یا آن کشور نیست و هرگونه فشاری برای تضییع این حق دخالت آشکار و قلدرانه در امور داخلی کشورهای مستقل است. بر طبل جنگ کوبیدن و مانورهای نظامی تحریک آمیز نظامی تنها بازی با آتش است که میتواند عواقب فاجعه باری برای کل منطقه و جهان به همراه داشته باشد. مخالفت و بسیج کارزاری جهانی در مخالفت و به منظور مقابله با این سیاستهای مخرب مسئله ای فوری و حیاتی است. محافل مدافع صلح، دموکراسی و پیشرفت در جهان میتوانند و ضروری است که کارزار موثری را در مذمومیت و مقابله با سیاستها و اقدامات تحریک آمیز و نهایتاٌ خطرناک سران دولت اسرائیل و متحدان اروپایی و آمریکائی آنان سازمان دهی کنند. شعار چنین کارزاری میتواند دفاع از صلح و تمامیت ارضی ایران و حمایت از سیاست حل اختلافات از طریق گفتگو و مذاکرات سازنده باشد. پیش گرفتن یک سیاست خارجی فعال برای بسیج افکار عمومی جهان در حمایت از حق ایران و محکومیت دخالتهای امپریالیستی در امور کشور ما نیازی است مبرم که ما نشانههای آن را در سیاستهای کنونی دولت احمدی نژاد و دیگر سران رژیم نمیبینیم. اظهارات تحریک آمیز در جریان کنفرانس ”فائو“، در رم، درباره محو شدن اسرائیل از صحنه جهان، و یا اظهارات غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، در کم اهمیت جلوه دادن (محال بودن) خطر حمله نظامی اسرائیل به ایران به عوض اعتراض مستدل به تهدیدات اسرائیل از طریق مراجع صلاحیتدار جهانی و کوشش در جلب نظر افکار عمومی بین المللی در مخالفت با تجاوزگری اسرائیل، سیاستهای کوته بینانه ای است که نمیتواند منافع ملی میهن ما را تأمین کند. تجربه سالهای اخیر و چندین درگیری نظامی فاجعه بار در منطقه، که به قیمت نابودی صدها هزار تن انسان تمام شده است، نشان داد که دولت ایالات متحده، بر پایه منافع امپریالیستی و برتری جویانه خود، حاضر است برای کنترل خاورمیانه و خصوصاً کنترل منطقه استراتژیک خلیح فارس دست به هر ماجراجویی، هر چند خطرناک و مخرب، بزند. محافظه کاران نو (نئوکانها) که کنترل محوری دولت جورج بوش را به دست دارند، در راستای کسب این برتری به صراحت اعلام کرده اند که نباید دولت ایران و سیاستهای آن در منطقه را، خصوصاً در رابطه با عراق، لبنان و فلسطین و حمایت از نیروهای افراطی اسلامگرا، تحمل کرد. اوج گیری مواضع تهدید آمیز ایالات متحده و اسرائیل در شرایطی صورت میگیرد که به نظر میرسد مذاکرات حساسی که در رابطه با حل اختلاف نظر دو طرف در جریان است امکان حصول نتایج مشخصی را دارد. مسافرت هیئت نمایندگی گروه ”5 + 1“ به ریاست خاویر سولانا، مسئول امورخارجی و دفاعی اتحادیه اروپا، در اواسط خردادماه به تهران و مذاکرات رسمی او با نمایندگان رژیم در رابطه با بستههای پیشنهادی دو طرف، در رابطه با مسئله محدوده و ماهیت تاسیسات هسته ای کشور، مسئله مهمی است که نباید در تحلیل شرایط کنونی بی تفاوت از کنار آن گدشت. ”ویتالی چورکین“، سفیر روسیه در سازمان ملل، در این رابطه میگوید: ”آنچه ما برای اولین بار پس از مدتها در دست داریم، یک حرکت دیپلماتیک است که بدنبال سفر سولانا به تهران از طریق یک بسته بزرگتر و گسترده تر به دست آمد.“ محافل قدرتمندی در اروپا بر پایه منافع خود در رابطه با منابع انرژی خاورمیانه، بازارهای وسیع این منطقه، و دیگر ملاحظات دقیق سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک، که میتواند در رقابت با ایالات متحده آمریکا شکل گرفته باشد، از اینکه در یک ماجراجویی جدید در خاورمیانه گرفتار شوند، ابا دارند و درست به همین دلیل است که بسیج افکار عمومی جهان در مخالفت با آغاز درگیری جدید نظامی میتواند تحقق چنین سیاستی را با دشواری رو به رو کند. ما تمامی محافل صلح طلب، دموکراتیک و ترقی خواه ایران و جهان را فرا میخوانیم که متحد و یک صدا مخالفت خود را با هر اقدام ماجراجویانه ای از سوی هر نیروئی در رابطه با تحولات کشور ما و منطقه اعلام کنند.
|