Site name  
 
 
 
مطا لب تحریریه
اخیرا منتشر شد
سیاست ژئوپولتیک آمریکا
S o l i d n e t . o r g
Solidnet.org
باز انتشار
منطق دفاع از يارانه‌ها چاپ پست الكترونيكي
 ۱۰ تير ۱۳۸۷

حذف يارانه به کشاورزی، بهداشت و درمان، آموزش، محصولات نفتی، و غيره يکی از نسخه‌های کليدی ‏سياست بانک جهانی برای کشورهای در حال توسعه است. اين سياست ظاهراً، هدف ايجاد تعادل و توازن ‏در عملکرد اقتصادی اين کشور‌ها را دنبال می‌کند. اما، همان‌طور که تجربيات جهانی نشان می‌دهد، حذف و ‏قطع يارانه‌ها در اين کشورها به تأثيرات منفی و مخربی بر زندگی محرومان، افزايش تنش‌های اجتماعی و ‏سياسی و نهايتاً به سرکوب و استبداد سياسی، يا تشديد آن می‌انجامد


تارنگاشت عدالت

ع. سهند
‏۱۰ تير ماه ١٣۸۷‏


حذف يارانه به کشاورزی، بهداشت و درمان، آموزش، محصولات نفتی، و غيره يکی از نسخه‌های کليدی ‏سياست بانک جهانی برای کشورهای در حال توسعه است. اين سياست ظاهراً، هدف ايجاد تعادل و توازن ‏در عملکرد اقتصادی اين کشور‌ها را دنبال می‌کند. اما، همان‌طور که تجربيات جهانی نشان می‌دهد، حذف و ‏قطع يارانه‌ها در اين کشورها به تأثيرات منفی و مخربی بر زندگی محرومان، افزايش تنش‌های اجتماعی و ‏سياسی و نهايتاً به سرکوب و استبداد سياسی، يا تشديد آن می‌انجامد. با توجه به اظهارنظرها و ‏موضع‌گيری‌هايی که از طرف اقتصاددانان، دولتمردان و مديران ريز و درشت کشور، در جهت «جوسازی» و ‏‏«فرهنگ‌سازی» برای قطع يارانه‌ها در کشور ما صورت می‌گيرد، بايد پرسيد تئوری و بحث اقتصادی هواداران ‏و مبلغين سياست قطع يارانه‌ها چيست؟ آيا چنان‌که ادعا می‌شود اجرای اين سياست به بهبود عملکرد ‏اقتصادی کشور کمک خواهد کرد؟ آيا اين، سياستی درون‌زاست که در پاسخ به ضروريات و ملزمات يک ‏اقتصاد بومی و با در نظر گرفتن بهبود زندگی اکثريت مردم تهيه شده است، يا سياستی در جهت منافع ‏سرمايه مالی و نخبگان اقتصادی کشور و برادران طبقاتی آن‌ها در مراکز متروپل جهان سرمايه‌داری است؟ ‏

حذف يارانه‌ها سياستی نئوليبرالی است‏
اقتصاد نئوليبرالی مدرن بر فرض وجود بازارهای کاملاً رقابتی قرار دارد. در اين اقتصاد جايی برای دولت وجود ‏ندارد. براساس اين تئوری، رقابت کامل در بازار به موازنه رقابتی ‏‎(compepetive equilibrium)‎‏ می‌انجامد، به ‏وضعيتی که در آن قيمت هر کالا با هزينه توليد آن برابر است. برای درک منطق حاکم بر اين سياست، فرض ‏کنيم هزينه توليد هر واحد از يک کالای مشخص ثابت است- در اينجا هزينه توليد شامل حداقل سود لازم ‏نيز برای اين‌که سرمايه‌گذار در بازار فعال بماند و سرمايه خود را از چرخه فعاليت اقتصادی بيرون نکشد، ‏می‌شود.‏

‏در يک بازار کاملاً رقابتی با کاهش قيمت واحد کالا، تقاضا برای آن افزايش می‌يابد، و افزايش در ميزان توليد ‏آن- بيش‌تر از مقدار لازم برای موازنه رقابتی- به سقوط قيمت آن می‌انجامد. نظر به اين‌که در يک موازنه ‏رقابتی، قيمت برابر با هزينه توليد است، هر افزايش در توليد- اگر بيش‌تر از مقدار موازنه رقابتی باشد- ‏موحب خواهد شد که قيمت پايين‌تر از هزينه توليد قرار گيرد. بالعکس، هر کاهش در توليد آن کالا- اگر کم‌تر ‏از مقدار موازنه رقابتی باشد- قيمت آن را در بازار بالاتر از هزينه توليد آن قرار خواهد داد.‏

تئوری نئوليبرالی می‌گويد يارانه و هر اقدام رفاهی به سود مصرف کننده، توازن رقابتی موجود در بازار را ‏مختل نموده و موجب افزاش مصرف- فراتر از ميزانی که توازن رقابتی اجازه می‌دهد- می‌شود. در جهان ‏نئوليبرالی، يارانه‌ها شکلی از تحريف بازار است که به اختصاص نامناسب منابع و کاهش رفاه اجتماعی ‏انجاميده و روحيه و فرهنگ «گداپروری» را گسترش می‌دهد.‏

آيا اقتصاد ايران در وضيعت توازن رقابتی کامل است؟
کيست که نداند اقتصاد ايران مانند اقتصاد اکثر کشورهای در حال توسعه در وضعيت موازنه رقابتی کامل قرار ‏ندارد. اگر آن‌طور که اقتصاد نئوليبرالی مدرن می‌گويد يارانه‌ها انحرافاتی از وضعيت رقابتی کامل هستند و ‏رفاه اجتماعی را در بازارهای کاملاً رقابتی کاهش می‌دهند، پس چرا اقتصاددانان، دولتمردان و مديران ريز و ‏درشت کشور ما حذف آن را برای اقتصادی که رقابتی نيست تجويز می‌کنند؟ آيا در علم اقتصاد سرمايه‌داری ‏بحثی در توجيه اين تناقض آشکار بين سياست و وضعيت عينی وجود دارد؟ پاسخ منفی است. برای ‏تبليغات جاری در حمايت از حذف يارانه‌ها، نه تنها تئوری و توجيه علمی وجود ندارد، بلکه تئوری‌های موجود ‏اقتصاد سرمايه‌داری نادرستی چنين سياستی را نشان می‌دهند.‏

ژوزف استيگليتز، استاد دانشگاه کلمبيا و برنده جايزه  اقتصاد نوبل سال ۲۰۰١، آثار متعددی در باره انحرافات ‏و نارسايی‌ها در شرايط گوناگون بازار سرمايه‌داری نوشته است. به نظر او انحراف از بازار کاملاً رقابتی ‏موقعی وجود دارد که خريداران مطلع نباشند، تعداد بنگاه‌های اقتصادی کم باشد، کالاهای همگانی وجود ‏داشته باشد، حق مالکيت ضعيف باشد و غيره. اقتصاد نئوليبرالی مدرن ادعا می‌کند اين‌گونه انحرافات مانع ‏پيدايش بازار کاملاً رقابتی می‌شوند و يا توازن موجود در اقتصاد رقابتی کامل را از بين می‌برند. اين در حالی ‏است که بيش از 50 سال پيش ريچارد ليپسی  و کلوين لانکستر(‏Lipsey and Lancaster‏) نادرستی اين ‏ادعا را اثبات نموده و نشان دادند که در اقتصاد  نارسا و منحرف از توازن کامل بازار، هيج تضمينی وجود ندارد ‏که حذف آن نارسايی‌ها و انحرافات به بهبود رفاه اجتماعی منجر شود. ليپسی و لنکستر بحث خود را در ‏تئوری «بهترين- دوم» فرموله کرده اند.‏

نئوری «بهترين دوم» (‏second-best‏) به اين پرسش می‌پردازد که در نبود شرايط بهينه برای به کار بستن ‏مدل اقتصادی سرمايه‌داری کاملاً آزاد چه بايد کرد؟ نتيچه‌گيری‌های اين تئوری از جوانب بسياری برای ‏سياست‌های دولت و سياست‌های تجاری بسيار مهم است.‏

توازن «بهترين اول» در مقابل توازن «بهترين دوم»‏
برای روشن شدن بحث اجازه بدهيد يک اقتصاد کوچک باز کاملاً رقابتی را در نظر بگيريم که در آن هيج ‏انحراف يا نارسايی در بازار، هيچ عامل خارجی تأثيرگذار بر توليد يا مصرف، و هيچ کالای عمومی وجود ندارد. ‏اقتصادی که تمام منابع آن در مالکيت خصوصی قرار دارد، و شرکت کنندگان رفاه خود، بنگاه‌ها سود خود، و ‏مصرف‌کنندگان استفاده خود را در شرايط وجود اطلاعات کامل به حداکثر می‌رسانند. اقتصادی که در آن، ‏بازار هميشه شفاف است، و در آن هزينه‌های تعديل و منابع به کار گرفته نشده وجود ندارد.‏

سياست بهينه دولت در چنين شرايطی آزادگذاری (‏laissez-faire‏- بگذاريد انجام دهند) خواهد بود. در ارتباط ‏با سياست تجاری، سياست بهينه، آزادی تجارت است. در اين شرايط هر نوع ماليات يا يارانه که از طرف ‏دولت وضع شود تنها می‌تواند به کاهش کارآيی و کاهش رفاه ملی بيانجامد. در نتيجه، در چنين شرايطی، ‏توازن حاصل از اجرای سياست آزادگذاری، توازن موسوم به «بهترين اولی» است و به غير از آن، به هيچ‌وجه ‏نمی‌توان راهی را برای افزايش کارآيی اقتصادی تصور و تجسم کرد. در چنين وضعيتی، اقتصاد سرمايه‌داری ‏به مرحله رستگاری و رونق پايدار خود رسيده است.‏

البته،‎ ‎در جهان واقعی يافتن چنين وضعيت کاملی تقريباً غيرممکن است، زيرا به احتمال قوی در بازارها، ‏انحرافات و نارسايی‌های بی‌شماری وجود خواهد داشت. برخی فعاليت‌های توليدی و مصرفی تحت تأثير  ‏عوامل بيرونی بوده و متقابلاً بر آن‌ها تاثير می‌گذارند. برخی از کالاها خصوصيت کالاهای عمومی را دارند. در ‏برخی بازارها تعداد کمی بنگاه‌های اقتصادی وجود دارد، و هر يک از اين بنگاه‌ها بر قيمت‌های موجود به ‏نوعی کنترل دارند و از فعاليت‌های خود سود می‌برند. دولت‌ها بدون استثنا بر مصرف، سود و درآمد، دارايی ‏و اموال و غيره ماليات وضع می‌کنند. و اطلاعات هم به ندرت به طور کامل و رايگان در دسترس همه قرار ‏دارد. ‏

اکنون يک بار ديگر يک اقتصاد کوچکِ باز کاملاً رقابتی را در نظر بگيريد که در آن هيچ انحراف يا نارسايی در ‏بازار وجود ندارد. فرض کنيد ما در چنين اقتصادی يک انحراف يا نارسايی ايجاد کنيم. موازنه جديد، از نقطه ‏نظر ملی، نسبت به موقعی که انحراف وجود نداشت، از کارآيی کم‌تری برخوردار است. به عبارت ديگر، ‏ايجاد يک انحراف سطح بهينه رفاه ملی را کاهش می‌دهد.‏

براساس تحليل ليپسی و لانکستر ، ايجاد يک انحراف در سيستم، باعث قطع شدن يک يا چند  شرط لازم ‏برای داشتن موازنه و رسيدن به رستگاری اقتصادی جاودان می‌شود. به عنوان مثال، وجود حتا يک بنگاه ‏انحصاری در يک صنعت، باعث می‌شود که موازنه «بهترين اولی» به هم بخورد. به اين دليل که  موازنه ‏جديد به اندازه موازنه پيشين کارآ نيست، آن را موازنه «بهترين دوم» می‌نامند. موازنه «بهترين دوم» موقعی ‏ظهور می‌کند، که شرايط لازم برای وجود موازنه «بهترين اول» و اقتصاد مبتنی بر آزادگذاری (‏laissez-faire‏)  ‏کامل وجود ندارد.‏

منطق دفاع از يارانه‌ها
منطق اقتصادی دفاع از مداخله دولت در بازار خصوصی از واقعيت وجود انحرافات و نارسايی‌های تصحيح ‏نشده در بازار ناشی می‌شود. در چنين شرايطی اقتصاد به جای موازنه «بهترين اول» در موازنه «بهترين ‏دوم» قرار دارد.در  بهترين حالت، سياست دولت می‌تواند انحرافات را کاملاً تصحيح نموده و اقتصاد را به ‏شرايط موازنه نوع اول بازگرداند؛ و اگر مداخله دولت نتواند انحرافات را کاملاً تصحيح کند، حداقل شرايط لازم ‏برای موازنه جديد را به وجود می‌آورد. در هر دو مورد، سياست مناسب دولت می‌تواند نارسايی و انحراف ‏بازار را تصحيح کرده يا پی‌آمدهای مخرب آن را کاهش دهد، و با بالابردن کارآيی اقتصادی رفاه ملی را بهبود ‏بخشد. ‏

دولت با اتخاذ سياست‌های گوناگونی مانند وضع ماليات‌ها، يارانه‌ها، و محدوديت‌های مقداری می‌تواند با ‏انحرافات و نارسايی‌های موجود در بازار مقابله کند. دولت می‌تواند اين سياست‌ها را در باره توليد و مصرف ‏به کار گيرد. دولت حتا در مواردی می‌تواند دو يا چند سياست را در يک بازار واحد به کار بندد.‏

به طور خلاصه، تئوری «بهترين دوم» نظران نئوليبرالی در باره  ماهيت و نقش يارانه‌ها در اقتصاد ‏سرمايه‌داری را رد می‌کند و نشان می‌دهد در صورت وجود انحرافات و نارسايی‌ها در اقتصاد، ناديده گرفتن ‏عمدی و حساب شده اصول قيمت‌گذاری بازار کاملاً آزاد می‌تواند به بهبود اقتصاد و به بالا رفتن رفاه ملی ‏کمک کند.‏

نقش يارانه‌ها در بازتوزيع درآمدها
دولت با استفاده از مکانيسم يارانه‌ها می‌تواند به بازتوزيع درآمد از ثروتمندان به محرومان کمک کند. يارانه‌ها ‏به کشاورزی، بهداشت و درمان، آموزش، محصولات نفتی، و غيره- به ويزه در شرايط نبود نظام مالياتی ‏مترقی- نقش مهمی در بازتوزيع درآمدها و رشد اقتصادی ايفا می‌کنند. حذف يارانه‌ها نيز در عمل نقش ‏بازتوزيعی دارد، با اين تفاوت که در اينجا درآمدها بيش‌تر از گذشته از محرومان به ثروتمندان منتقل می‌شود. ‏دو تن از اقتصادانان دانشگاه‌ هاروارد به نام‌های آبرتو آلستينا (‏Alberto Alesina‎‏) و دانی رودريک (‏Dani ‎Rodrik‏) در سال ١۹۹۴ نشان دادند که نابرابری درآمد تأثير منفی بر رشد اقتصادی دارد. آن‌ها استدلال ‏کردند که در جوامع دارای نابرابری بيش‌تر، رشد اقتصادی کم‌تر است، زيرا تقاضا برای بازتوزيع مالی از طريق ‏افزايش ماليات‌ها بيش‌تر بوده، و ماليات بيش‌تر موجب کاهش سرمايه‌گذاری می‌شود. اختلاف شديد ‏درآمدها، هم‌چنين به نارضايتی‌های اجتماعی دامن زده و بی‌ثباتی اجتماعی- سياسی را افزايش می‌دهد. ‏بی‌ثباتی در محيط سياسی- اقتصادی  موجب کاهش سرمايه‌گذاری و کاهش رشد اقتصادی می‌شود.‏

نگاه کنيد به:‏

Alesina A., Rodrik D., Distributive Politics and Economic Growth, “Quarterly
Journal of Economics “, 109, 1994: 465-490. ‎
Lipsey R. G., Lancaster K, The General Theory of the Second Best, “Review of Eco-‎
nomic Studies”, 24, 1956: 11-32. ‎
don: McMillan, 1991: 223-242. ‎
Stiglitz J. E., Whither Socialism? Cambridge, USA: MIT Press, 1996. ‎

 

 
< قبل   بعد >
همبســتگی با فلسطیــــن
همبســتگی با فلسطیــــن
انتشارات عدالت
ورودی کاربران






ثبت نام در سیستم کاربری امکان درج واکنش شما نسبت به مطالب تارنگاشت عدالت را فراهم میکند.
کارتهای دیجیتال عدالت
مطالب دریافتی
مطا لب برگزیده

 

  •  عدالت اجتماعی بخشی جدايی ناپذير از حقوق بشر است!

  • سياست تعديل اقتصادی مغاير منافع زحمتکشان و امنيت ملی است!

  • آزادی زندانيان سياسی؛  آزادی احزاب سياسی، سنديکاهای کارگری و سازمان های صنفی و توده ای!

 

© 2002-2007 تارنگاشت عدالت