|
اميد میرود توجه به واقعيات عينی انقلاب ونزوئلا، واقعيات شکست عملی تزهای چپروانه گذشتۀ امثال پتکوفها، سرنوشت سياسی و مواضع امروز آنها، همراه با اطلاع دقيق پيرامون برنامه و اصول حزب سوسياليست متحد ونزوئلا و مواضع علمی و مردمی حزب کمونيست ونزوئلا در قبال انقلاب آن کشور- که ادامه منطقی و ديالکتيکی سياستها و مواضع آن حزب در گذشته است- و پخش اين اطلاعات در سطح جنبش بتواند به روشنتر شدن هر چه بيشتر مباحث و اظهارنظرها متناسب با شرايط و وظايف واقعی کمک نمايد.
تارنگاشت عدالت ع. سهند ٢۳ خرداد ۱۳۸۷ در «فرهنگ توسعه» شمارۀ ۲۰۸ ترجمهای تحت عنوان «سوسياليسم برای ونزوئلا» منتشر شده است. در مقدمه آن مطلب چنين آمده است: «تئودور پتکوف در کتابی که در جولای ۱۹۷۰ منتشر شد، تلاش کرده است با تحلیلی مارکسیستی به مسالهی بسیار جدی و مناقشه برانگیز (بورژوازی ملی) بپردازد. متن حاضر برگرفته از کتاب مذکور است.» به نظر میرسد آقای بابک پاکزاد اين متن را در حمايت از نظرات خود در دو مطلب «راه سوم یا بیراهه؟» (فرهنگ توسعه شماره ۱۹۷) و «دفاع از نهاد دولت – ملت یا تهاجم سوسیالیستی؟» (فرهنگ توسعه شماره ٢۰۳) و در دفاع از تز «مشکلزا بودن مفهوم انقلاب ملی - دمکراتيک» و در رد «نقش واقعی و عينی برای سرمايهداری بومی در اين مرحله از انقلاب» تهيه کرده اند. بحث پيرامون نکات اصلی مطلب «سوسياليسم برای ونزوئلا» فرصت ديگری را میطلبد. در اينجا، شمهای دربارۀ تئودورو پتکوف نويسنده آن مطلب و سير و سياحت سياسی او از چپ چريکی به راست نئوليبرالی با خوانندگان گرامی در ميان گذاشته میشود. پس از اين بررسی اجمالی، معلوم خواهد شد که آقای بابک پاکزاد علیرغم تمام حُسن نيتی که در مقالۀ «راه سوم يا بیراهه؟» نشان داده اند، در عمل برای اثبات برخی از نظرات خود، به يکی از بدنامترين و رسواترين چهرههای راه سومی در ونزوئلا متوسل شده اند و او را منادی «سوسياليسم» مورد نظرخود برای کشوری مانند ونزوئلا قرار داده اند. اميد میرود توجه به واقعيات عينی انقلاب ونزوئلا، واقعيات شکست عملی تزهای چپروانه گذشتۀ امثال پتکوفها، سرنوشت سياسی و مواضع امروز آنها، همراه با اطلاع دقيق پيرامون برنامه و اصول حزب سوسياليست متحد ونزوئلا و مواضع علمی و مردمی حزب کمونيست ونزوئلا در قبال انقلاب آن کشور- که ادامه منطقی و ديالکتيکی سياستها و مواضع آن حزب در گذشته است- و پخش اين اطلاعات در سطح جنبش بتواند به روشنتر شدن هر چه بيشتر مباحث و اظهارنظرها متناسب با شرايط و وظايف واقعی کمک نمايد. پتکوف کيست؟ تئودورو پتکوف مالک (Teodoro Petkoff Malec) در ۳ ژانويه ۱۹۳۲ در ايالت زوليا در ونزوئلا به دنيا آمد. پتکوف که روزگاری يک چريک چپ بود، در اوايل دهه ۱۹۹۰ به ليبراليسم گرايش پيدا کرد. او يکی از سرسختترين مخالفان هوگو چاوز و انقلاب بوليواری بوده است. پدر او يک مهاجر بلغار و مادر او يک يهودی لهستانی بود. او مدرک ليسانس خود را از دانشگاه مرکزی ونزوئلا در رشته اقتصاد کسب کرد. پتکوف در دوران دانشجويی عضو مقاومت دانشجويی در برابر ديکتاتوری مارکوس پرز جيمنز (Marcos Pérez Jiménez ) بود و به اين خاطر چند بار بازداشت شد. چند سال بعد، به جنبش چريکی پيوست و تحت فرماندهی داگلاس براوو (Douglas Bravo) عليه دولت رامولو بتانکورت (Rómulo Betancourt) فعاليت کرد. او بعداً عضو حزب کمونيست ونزوئلا شد، اما بعد از رويدادهای سال ۱۹۶۸ چکسلواکی، همراه با گروهی از معترضين به «سوسياليسم اردوگاهی» از حزب کمونيست ونزوئلا انشعاب کرد و حدود دو دهه قبل از فروپاشی اتحاد شوروی، يک حزب «چپ دمکراتيک» را به نام «حرکت به سوی سوسياليسم» ( Movimiento al Socialismo- MAS) تأسيس کرد. اين حزب کنگره اول خود را در ۱۴ ژانويه ۱۹۷١ برگزار نمود. در اوايل دهه ۱۹۸۰ يک گروه چپگرا به نام «جنبش انقلابی چپ» به آن حزب پيوست. «حرکت به سوی سوسياليسم» در دولت دوم رافائل کالدرا (Rafael Caldera)- ١۹۹۴ تا ۱۹۹۹- در ائتلاف با حزب متمايل به مرکز کالدرا شرکت کرد. در آن دوره، پتکوف در سمت وزير «دفتر مرکز هماهنگی و برنامهريزی» خدمت میکرد و سياستهای اقتصادی نئوليبرالی آن دولت را تنظيم و هدايت مینمود. پتکوف مسؤوليت اداره و مديريت «دستور کار ونزوئلا» ( Venezuela Agenda) را به عهده داشت. اين برنامهای بود شبيه برنامه اقتصادی «دروان سازندگی» و سياستهای اصل ۴۴ قانون اساسی در ايران، که میخواست از طريق کوچکسازی دولت، کنترل نرخ تورم و ثبيت نرخ مبادله ارزی سياستهای نئوليبرالی را در مقياس کلان به اجرا گذارد. هوگو چاوز در مخالفت علنی و همهجانبه با سياستهای دوران تصدی پتکوف به رياست جمهوری انتخاب شد و انقلاب بوليواری را آغاز نهاد.
در سال ۱۹۹۸، «حرکت به سوی سوسياليسم» تصميم به پشتيبانی از نامزدی هوگو چاوز گرفت. پتکوف در اعتراض به اين تصميم از آن حزب و از فعاليت سياسی متشکل کنارهگيری کرد و در سمت مدير روزنامه El Mundo شروع به کار کرد و چندی بعد روزنامه خود به نام Tal Cual را بهراه انداخت.
پتکوف خود را يک «سوسياليست پراگماتيست» میداند و در جنبش انقلابی ونزوئلا به عنوان رسواترين و بدنامترين چهرۀ راه سومی شناخته شده است. او در سال ۲۰۰۵، کتابی منتشر کرد به نام «دو چپ» ("Las dos izquierdas"). او در اين کتاب از منظر يک «سوسياليست پراگماتيست» روند گردش به چپ آمريکای لاتين را تجزيه و تحليل کرده و ادعا میکند بين دولتهای لويز ايناسيو لولا دا سيلوا (برزيل)، نستور کرشنر (آرژانتين) و ريچارد لاگوس اسکوبار (شيلی) و دولتهای هوگو چاوز (ونزوئلا) و فيدل کاسترو (کوبا) تفاوتهای اساسی وجود دارد. او از دولتهای نوع اول به عنوان دولتهای «چپ دمکراتيک» نام برده و حمايت میکند و کاسترو و چاوز را به عنوان ديکتاتورهايی که با چپ نسبتی ندارند معرفی میکند.
در ۲۱ آوريل ۲۰۰۶، در پی شايعاتی که در باره دعوت شماری از روشنفکران وابسته به اقشار متوسط و ليبرال ونزوئلا از پتکوف برای شرکت در انتخابات بر سر زبانها افتاده بود، پتکوف نامزدی خود را برای شرکت در انتخابات رياست جمهوری اعلام کرد. او در يک پيام تلويزيونی از مردم ونزوئلا خواست برای ايجاد يک ونزوئلای نوين و بهتر از رهبری او حمايت کنند. نامزدی پتکوف مورد پشتيبانی سفارتخانه ايالات متحده در کارارکاس و مطبوعات راست و ليبرال ايالات متحده قرار گرفت. به عنوان مثال، روزنامه «نيويورک تايمز» در اول ژوئيه ۲۰۰۶ مطلب زير را در حمايت و ستايش از «چپ غير دگماتيک و غير لنينی» پتکوف منتشر کرد:
http://www.nytimes.com/2006/07/01/world/
پتکوف بخش اصلی کارزار انتخاباتی خود را به دعوت «موقوفه ملی برای دمکراسی» (National Endowment for Democracy) در دانشگاههای آمريکايی انجام داد. به عنوان مثال، او در ۹ آوريل آن سال در دانشگاه هارواد سخنرانی کرد. برای گزارش سخنرانی او در دانشگاه هاروارد به نشانی زير مراجعه نماييد: http://vcrisis.com/?content=letters/200404130443
جهت اطلاع بيشتر از نقش NED در فعاليتهای ضد- انقلابی پتکوف در سالهای اخير به نمونههای زير مراجعه نماييد: http://www.venezuelanalysis.com/analysis/1723 http://www.venezuelasolidarity.org/?q=node/17 http://www.hollow-hill.com/sabina/2006/07/ http://ins.onlinedemocracy.ca/index.php?name=News&file=article&sid=
او در ۴ اوت ۲۰۰۶، به علت عدم استقبال مردم مجبور به کنارهگيری از رقابت انتخاباتی شد و پنج روز بعد حمايت خود را از مانوئل روسالس (Manuel Rosales) رقيب چاوز و نماينده اوليگارشی اقتصادی ونزوئلا اعلام نمود. «نيويورک تايمز» يکسال بعد از کنارهگيری پتکوف و ۹ ماه بعد از پيروزی مجدد چاوز، در مقاله زير با بزرگ کردن پتکوف به دروغپراکنی عليه انقلاب ونزوئلا ادامه داد: http://www.nytimes.com/2007/08/26/weekinreview/
پتکوف به طور فعال عليه رفراندوم اخير ونزوئلا برای ترميم قانون اساسی آن کشور فعاليت کرد: http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=16827616
پتکوف اخيراً (در هفته آخر ژانويه ۲۰۰۸) در دانشگاه برکلی حضور يافت و در جمع گروهی از دانشجويان آن دانشگاه عليه انقلاب ونزوئلا سخنرانی کرد: http://www.clas.berkeley.edu:7001/Events/spring2008/01-25-08-petkoff/index.html
در پايان ترجمه پرسش و پاسخ يک وبلاگنويس «چپ» با پتکوف، که در ۳ اکتبر ۲۰۰۵ منتشر شده است، آورده میشود. پرسش و پاسخ با پتکوف
پرسش: در ايالات متحده و بريتانيا، هواداران چاوز اپوزيسيون ونزوئلا را عمدتاً سفيدپوست و متمول، و چاوزيستها را عمدتاً تيرهپوست، فقير و از طبقه کارگر معرفی میکنند. اين هواداران همچنين ادعا میکنند که چاوز به طرق مختلفی که دولتهای قبلی قادر به انجام آن نبودند، به نيازهای محرومين توجه کرده است. آيا اين تصوير درستی است؟ پاسخ: ونزوئلا کشور مستيزوهاست [mestizo يعنی نتيجه اختلاط نژادی اروپاييان و سرخپوستان قاره آمريکا] و شما میتوانيد مردم سفيدپوست و تيرهپوست را در سمت هواداران چاوز و مخالفان چاوز ببينيد. به موجب انتخابات اخير، چاوزيستها حدود ۵۵ درصد و اپوزيسيون حدود ۴۵ درصد جمعيت را تشکيل میدهند. درست است که برنامههای اجتماعی چاوز به تودههای وسيع محرومين ونزوئلا رسيده است، اما سياست اقتصادی او براساس ارقام رسمی مؤسسه ملی آمار، فقر را ۱۰ درصد افزايش داده است. حدود ۶۰ درصد جمعيت در فقر زندگی میکند. پرسش: نقش روزنامهای که شما سردبيری آن را به عهده داريد (Tal Cual) در سياست ونزوئلا چيست؟ خوانندگان آن را از نظر اجتماعی و سياسی چگونه تعريف میکنيد؟ پاسخ: Tal Cual يک روزنامه مستقل است که شديداً از دولت چاوز انتقاد میکند، اما «طالبانيزه» و يا گرفتار قطببندی موجود در جامعه ونزوئلا نيست. يک مرجع سياسی معتبر است. خوانندگان آن از طبقه متوسط هستند، و اکثر آنها از نظر سياسی به اپوزيسيون تعلق دارند، گرچه در دولت Tal Cual را خيلی دقيق میخوانند. [توضيح: در ميان ليبرالهای ونزوئلا هم «طالبانيزه شدن» مترادف با راديکاليزه شدن به کار گرفته میشود.] پرسش: در ونزوئلا دولت چاوز تا چه حدی آزادی بيان را محدود میکند؟ آيا شما احساس میکنيد در انتقاد از رژيم در Tal Cual از آزادی کامل برخورداريد؟ پاسخ: در ونزوئلا- به طور قانونی و رسمی- آزادی مطلق بيان وجود دارد، اما استفاده از آن همراه با امکان محدود شدن آزادی بيان مورد تهديدات- از حمله عليه روزنامهنگاران (الان چندان بد نيست، اما در ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ خيلی بد بود) تا تصويب قوانين (از آنجمله، برای راديو و تلويزيون و اصلاح قوانين جزايی) قرار میگيرد. تا آنجا که به من مربوط میشود، من در انتقاداتم از دولت از آزادی کامل برخوردارم. پرسش: در سالهای ۱۹۹۰ نقش شما به عنوان وزير برنامهريزی دولت کالدرا چه بود؟ آيا شما آن موقع خصوصیسازی اقتصاد ونزوئلا را ارتقا داديد و آيا اکنون از خصوصیسازی حمايت میکنيد؟ پاسخ: ما مجبور بوديم با يک بحران مالی و بودجهای دارای ابعاد بزرگ مقابله کنيم. ما با موفقيت برنامه تعديل را به اجرا گذاشتيم. خصویسازی بدون فساد صورت گرفت و به خوبی هدايت شد. من فکر میکنم به استثنای PDVSA [شرکت نفت دولتی] همه چيز بايد خصوصی شود. پرسش: چه چيزی باعث شد شما جنیش چريکی را ترک کنيد و به عنوان يک چپگرای دمکرات درگير سياستهای انتخاباتی شويد؟ پاسخ: مبارزه مسلحانه يک اشتباه بزرگ سياسی بود. ما بعد از چند سال به اين پی برديم و برای ورود به عرصه دمکراتيک آن را متوقف کرديم. پرسش: آيا چيزی هست که مخالفان چپگرای چاوز در خارج از ونزوئلا بتوانند برای کمک به چپ دمکراتيک در کشور شما انجام دهند؟ پاسخ: بله، افشای بدون تعصب واقعيت ونزوئلا از منظر چپ. http://64.233.167.104/ |